نمایش امنیت طالبانی

0
161

با به قدرت رسیدن طالبان، یکی از مقولاتی که همواره توسط لابی‌گران خارج‌نشین آنان به عنوان بزرگ‌ترین دستاورد مطرح می‌شود، موضوع امنیت است. لابی‌گران طالب با ارائه تصاویری از خیابان‌های آرام و شهرهای بدون انفجار و آدم‌ربایی، تلاش می‌کنند این تصور را ایجاد کنند که افغانستان اکنون به صلح و آرامش کامل دست یافته است. این تبلیغات در رسانه‌ها و شبکه‌های اجتماعی به وفور دیده می‌شود و هر بار با ابتکار جدیدی از سوی لابی‌گران طالبان همراه است. آنها برای مثال، شخصیت‌های مشهور شبکه‌های اجتماعی، اغلب زنان، را به افغانستان می‌فرستند تا با پوشش سفرهای تبلیغاتی و انتشار ویدیوها و تصاویر خندان، تصویری از امنیت کامل در کشور ارائه دهند؛ تصاویری که در بسیاری موارد فرد همراه با سلاح و نیروهای مسلح طالبان حضور دارد و این‌گونه القا می‌شود که امنیتی پایدار برقرار است.

 

واقعیت این است که این «امنیت» چیزی جز یک طبل توخالی نیست. آنچه طالبان اکنون به عنوان امنیت معرفی می‌کنند، ناشی از تغییر نقش خود به جایگاه «قدرت مطلق» است. همان نیروهایی که در طول دو دهه دموکراسی، خود باعث ناامنی، سرقت، آدم‌ربایی، انتحار و انفجار بودند، اکنون به جایگاه دولت نشسته‌اند و با تصاحب ساختارهای قدرت، عملاً خود مرجع امنیت و قانون شده‌اند. در شرایطی که پیش از این آنان با عملیات شبانه و حملات تروریستی، شاهراه‌ها، پل‌ها و مسیرهای مواصلاتی را ناامن می‌کردند، اکنون همان افراد و گروه‌ها با پوشش نیروهای رسمی و مسلح در جایگاه قدرت نشسته‌اند و همان اعمال خشونت و کنترل را به صورت قانونی و رسمی اعمال می‌کنند، بدون آنکه کسی بتواند از آنان شکایت کند یا پاسخ بخواهد.

این امنیت طالبان‌نما، در واقع امنیتی مبتنی بر ترس و اجبار است. مردم هیچ مرجعی برای طرح شکایت یا اعتراض ندارند. تمامی دستورها و تصمیمات طالبان، اعم از گرفتن مالیات‌های سنگین، مصادره زمین‌ها، برخورد با زنان و محدود کردن آزادی‌های فردی، بدون هیچ پاسخ‌گویی و قانونی اعمال می‌شود. دیگر نیازی نیست که طالبان به گردنه‌ها بروند و دست به سرقت و گروگان‌گیری بزنند؛ اکنون قدرت قانونی و نظامی در دست آنان است و هرگونه اخاذی، تحمیل و حتی قتل تحت عنوان قانون و فتوای اسلامی مشروعیت پیدا می‌کند.

لابی‌گران طالبان با بزرگنمایی این وضعیت، تلاش می‌کنند که جهان را فریب دهند. آنها با سفر شخصیت‌های زن مشهور و انتشار ویدیوهای شاد و خندان در شبکه‌های اجتماعی، تصویری ایجاد می‌کنند که گویا زنان و شهروندان افغانستان در امنیت کامل و آزادی زندگی می‌کنند، در حالی که در واقع زنان اجازه خروج از خانه بدون همراه، تحصیل، شغل و آزادی‌های پایه‌ای ندارند. این تضاد آشکار نشان می‌دهد که طالبان نه تنها تغییر نکرده‌اند، بلکه تاکتیک‌های آن‌ها برای فریب افکار عمومی پیچیده‌تر و پیشرفته‌تر شده است.

امنیت به اصطلاح طالبانی، در واقع امنیت دزدانه است. نیروهای طالبان به عنوان نمایندگان خدا بر زمین و قانونگذار مطلق، مجری احکام خود و مجاز به اعمال هرگونه زور و خشونت هستند. آنان بدون هیچ محدودیت و نظارتی، می‌توانند از دکاندار و دهقان گرفته تا مالک زمین و صاحب کسب، هر مبلغی که بخواهند مطالبه کنند. مردم هیچ مرجعی برای اعتراض ندارند و نمی‌توانند سوال کنند که این وجوه بر چه اساس و قانونی اخذ می‌شود. تمامی نظام حقوقی، ساختار قضایی و قانون مدرن فرو ریخته و جای خود را به یک شبکه خودساخته از قدرت، اجبار و ترس داده است.

در واقع، امنیت امروز طالبان نتیجه ساده‌ای است: کسانی که پیش‌تر جامعه را ناامن می‌کردند، اکنون بر ساختار قدرت مسلط شده‌اند و دیگر نیازی به خشونت بیرونی برای اعمال کنترل ندارند. آنها قدرت را به طور کامل در دست دارند و هرگونه اختلال و چالش بالقوه در جامعه به سرعت و با ابزارهای قانونی و غیرقانونی سرکوب می‌شود. این وضعیت باعث شده که دزدان و خونخواران، لباس قدرت و مشروعیت بپوشند و اعمال خشونت و ظلم خود را مشروع و قانونی جلوه دهند.

پیامد روانشناختی این وضعیت بر جامعه افغانستان بسیار گسترده است. مردم، به ویژه زنان و جوانان، در فضایی پر از ترس و محدودیت زندگی می‌کنند و امید، رویا و آرزوهایشان به طور سیستماتیک تحت فشار و تهدید قرار دارد. این وضعیت باعث سرخوردگی، ناتوانی و کاهش مشارکت مدنی در جامعه شده و هرگونه مقاومت مدنی را با محدودیت شدید مواجه می‌کند. به همین دلیل، امنیت طالبانی نه تنها واقعی نیست، بلکه ابزار و بهانه‌ای برای تثبیت قدرت، سرکوب جامعه و مشروعیت‌بخشی به اعمال خشونت است.

در این وضعیت، مقایسه امنیت طالبان با دوران دولت‌های پیشین نشان می‌دهد که امنیت واقعی هرگز برقرار نبوده است. آنچه طالبان اکنون به عنوان دستاورد تبلیغ می‌کنند، تنها نتیجه حضور آنان در ساختار قدرت و تصاحب نظام است. این حضور نه امنیت واقعی، بلکه امنیت مبتنی بر کنترل، ترس و اجبار ایجاد کرده است. از این رو، هر گونه ادعای لابی‌گران خارجی طالبان درباره موفقیت در تامین امنیت، نه تنها غیرواقعی است، بلکه بخشی از یک پروژه گسترده فریب افکار عمومی جهانی محسوب می‌شود.

به طور خلاصه، امنیت طالبان چیزی جز امنیت ظاهری و مبتنی بر ترس نیست. این امنیت، حاصل فروپاشی ساختارهای مدرن حقوقی و قضایی، و به قدرت رسیدن گروهی است که سال‌ها جامعه را با خشونت، سرقت و ترور اداره می‌کرد. اکنون گرگ‌ها چوپان شده‌اند و بره‌ها بدون هیچ مقاومتی به مسلخ فرستاده می‌شوند، در حالی که دنیا درگیر بزرگنمایی و تبلیغات کاذب امنیتی طالبان است و نمی‌بیند که اصل تهدید و ظلم همچنان پابرجاست.