از پل سرخ تا هرات

 

صبح 8 مارچ سال 2015 بود، از همکارم خواسته بودم برایم چادری برقع بیاورد، دو برقع آورده بود، یکی نارنجی و دیگری آبی. برقع آبی را انتخاب کردم؛ رنگی سرد، اما چشمگیر. فکر کردم شاید پوشیدن آن برای چند ساعت بتواند فرصتی باشد برای درک احساس زن افغان که هر روز مجبور به پنهان کردن چهره ‌اش است.

با چند تن از دوستان‌مان راه افتادیم به سمت دفتر رضاکاران صلح واقع در منطقه پل سرخ، آن‌جا ما با دیگر شرکت‌کنندگان گرد هم آمدیم، پلاکارت‌ها نوشته شد، شعارها آماده شد، شعارهایی بر پلاکارت نوشته شده بود مانند «برابری» و «به زنان نگویید چه بپوشند چشمان‌تان را بپوشانید»«ما به هر نوع خشونت نه میگوییم» برخی خبرنگاران داخلی و خارجی آمدند تا این اعتراض مدنی را مستندسازی کنند. اندکی بعد، برقع‌ها را سر کردیم و به سرک برآمدیم.

لحظه‌ای که برقع را بر سر کشیدم، ناگهان دنیا از پشت آن جالی چهارخانه تبدیل شد به قفسی تنگ و تاریک، میدان دید کم، نفسهای سنگین و هر قدم نیاز به احتیاط بیشتر، گاهی تصویر مردانی را می‌دیدم که با تمسخر نگاه می‌کردند یا به طعنه چیزی میگفتند، بعضی با لبخندهای تحقیرآمیز، بعضی با حیرت.

‎مسیرمان از کوچه های گل‌آلود و باران‌زده می‌گذشت. کفش‌هایمان گِلی شد، برقع‌ها خیس،اما قدم‌هایمان مصمم. هنگامی که به پل سرخ و دفتر حقوق بشر رسیدیم، مردم و خبرنگاران موبایلها و کمره‌هایشان به سوی ما گرفته شده بود.

در گفت‌وگو با رسانه‌ها گفتیم: این حرکت برای دفاع از حق انتخاب پوشش زنان است. ما نمی‌خواهیم بگوییم برقع بد است یا هیچ نوع پوششی را زشت یا ممنوع بدانیم بلکه می‌خواهیم باور کنیم که پوشش باید انتخاب خودِ فرد باشد، نه اجباری.

 

هر چند دسته‌ای انبوه نبودیم، حدود بیست تا سی مرد اما تأثیرمان فراتر از تعداد بود، برای اولین بار در اعتراض به خشونتی که غالباً زنان تجربه می‌کنند مردان در خیابان برقع پوشیده بودند،. بعضی از مردان ایستادند تا تماشا کنند، بعضی به فکر فرو رفته بودند، بعضی ها می‌خندیدند و تمسخر می‌کردند بعضی دیگر گفتند که این مردان با نام حقوق زنان فحشا را تشویق می‌کند، تعدادی از زنانی که بعداً با ما تماس گرفتند گفتند از این حرکت حمایت کردند؛ بعضی گفتند با دیدن ما برای لحظه‌ای فهمیدند که زندگی زیر برقع چقدر سنگین است. احساس همدلی و دیده شدن داشتند و در مقابل بعضی دیگر مانند دختر دانش اموز 16 ساله ای که به نظاره ایستاده بود با لفظ انتقادی گفت ما به کسی برای دفاع از حقوقمان نیاز نداریم.

ده سال گذشت، اما مسیر تغییر نه به سمت آزادی بلکه به سمت محدودیت بیشتر حرکت کرد. بازگشت طالبان به قدرت در ۲۰۲۱، تکرار سیاست‌های سرکوبگرانه گذشته و تحمیل محدودیت‌های تازه بر زنان افغانستان بود. این محدودیت‌ها از محرومیت دختران و زنان از تحصیل در دانشگاه‌ها و سپس مکاتب آغاز شد و اکنون حق انتخاب پوشش زنان نیز به سرعت رنگ باخته است.

چند روز پیش خبری تکان‌دهنده منتشر شد: زنی در شهر هرات به دلیل نداشتن برقع از ورود به شفاخانه منع شد. گفته می‌شود این زن حامله بوده و به دلیل عدم دریافت خدمات پزشکی به‌موقع، جنین‌اش تلف شده و مادر نیز در حالت کما قرار گرفته است. این حادثه، تلخ‌ترین نمود تبدیل یک ابزار نمادین سال ۲۰۱۵ به ابزار سرکوب و تهدید جان زنان است.

آنچه روزگاری یک اعتراض مدنی و نماد همبستگی و حق انتخاب بود، امروز به سرنوشت غم‌انگیز هزاران زن بدل شده است: در خیابان، در شفاخانه و در زندگی روزمره. اجبار پوشش، دیگر یک دستور شخصی نیست؛ بلکه سیاست حکومتی است، تحمیلی که آزادی، حق انتخاب و کرامت زنان را زیر سایه خود فرو برده است.

مارچ ۲۰۱۵، برقع برای ما بیش از یک لباس بود؛ نمادی از همدلی با زنان دیگر، درک درد مشترک و فریادی برای آزادی و حق انتخاب. در آن زمان، این پوشش ابزاری بود برای نشان دادن مقاومت مدنی، همبستگی و امید به تغییر.

امروز اما همین برقع به ابزار سرکوب تبدیل شده است. دیگر نماد انتخاب و آزادی نیست؛ بلکه حصاری است که نفس و بدن زنان افغانستان را زندانی کرده و کنترل بر زندگی و حرکات آن‌ها را تضمین می‌کند. قول و شعار حق انتخاب، جای خود را به زور و اجبار داده است و پوشش زن به وسیله‌ای برای اعمال قدرت و محدودسازی حقوق اساسی او بدل شده است. این تحول تلخ، نشان‌دهنده فاصله عمیق میان امیدها و دستاوردهای گذشته با واقعیت امروز زنان افغان است و نیاز مبرم به توجه، همبستگی و تلاش مستمر برای بازگرداندن حقوق و آزادی‌های بنیادین آن‌ها را یادآوری می‌کند.

زنان امروز در افغانستان، به‌ویژه در ولایت هرات، تحت کنترل شدید طالبان زندگی می‌کنند و محدودیت‌ها فراتر از پوشش ظاهری است. آن‌ها نه‌تنها مجبور به پوشیدن برقع هستند، بلکه نبود آن می‌تواند پیامدهای جدی و حتی مرگبار داشته باشد؛ از تهدید به خشونت و محرومیت از خدمات آموزشی و اشتغال گرفته تا محروم ماندن از دسترسی به نیازهای اولیه مانند خدمات درمانی.

این وضعیت نشان می‌دهد که کنترل طالبان بر زنان تنها محدود به ظاهر و قوانین پوششی نیست، بلکه زندگی روزمره، سلامت، امنیت و آزادی‌های بنیادی آن‌ها را در بر می‌گیرد. هر اقدام کوچک برای نافرمانی یا عدم رعایت این محدودیت‌ها می‌تواند به عواقب جدی و گاه جبران‌ناپذیر منجر شود، و این فشار سیستماتیک بر زنان، دامنه‌ای از ترس، ناامیدی و محرومیت را در جامعه ایجاد کرده است.

امروز، در روز جهانی مبارزه با خشونت علیه زنان، وقتی به گذشته نگاه می‌کنیم، روشن می‌شود چرا اعتراضات و حرکت‌هایی مانند هشت مارس ۲۰۱۵ هنوز اهمیت دارند. این اقدامات پیام فراموش‌ناشدنی‌ای به جهان فرستادند: بدن زن محل کنترل نیست؛ حق انتخاب پوشش، حق تمام زنان و انسان‌هاست و هیچ کسی نمی‌تواند این حق بنیادی را از آن‌ها بگیرد.

این حرکت‌ها نشان دادند که مقاومت مدنی و همبستگی، حتی در قالب یک اعتراض کوچک یا یک شعار، می‌تواند در تاریک‌ترین روزها بذر امید بکارد. هرچند که آن بذر هنوز به درختی تنومند بدل نشده است، اما در خاکی که خشونت، اجبار و سرکوب رشد می‌کند، همین شعارها، همین عکس‌ها و همین روایت‌ها نشانه‌ای از امید و پایداری‌اند.

برای کسانی که فراموش نکرده‌اند آزادی یعنی چه، این خاطره‌ها و مقاومت‌ها یادآوری می‌کند که مبارزه ادامه دارد و حتی کوچک‌ترین تلاش‌ها می‌توانند مسیر تغییر را هموار کنند. امروز، این روز یادآور است که حقوق زنان، عدالت و آزادی، آرمان‌هایی هستند که هرگز نباید از یاد بروند و هر نسل، سهم خود را در پاسداری از آن‌ها دارد.

نویسنده: نیما

تازه‌ترین مطالب

مطالب مشابه

افغانستان در فهرست کشورهای پرخطر برای روزنامه‌نگاران؛ نگرانی نهادهای رسانه‌ای از تداوم فشارها

  گزارش تازه سازمان «گزارش‌گران بدون مرز» بار ديگر وضعيت آزادي رسانه‌ها در افغانستان را در کانون توجه نهادهاي...

هشدار سازمان ملل به طالبان؛ ممنوعیت کار زنان، کمک‌های انسانی در افغانستان را فلج می‌کند

سازمان ملل متحد با افزایش نگرانی‌ها نسبت به تداوم بحران انسانی در افغانستان، از حکومت طالبان خواسته است...

طالبان و آتش تازه در مرز – جنگ پنهان با پاکستان و پیوند خطرناک با گروه‌های تروریستی

در حالی‌که طالبان از «ثبات» و «حاکمیت ملی» سخن می‌گویند، واقعیت میدان‌های نبرد طور دیگری روایت می‌کند. طی...

مردم  زیر فشار محدودیت‌ها

  امروزه مردم افغانستان با مجموعه‌ای گسترده از محدودیت‌ها و قوانین اجباری مواجه‌اند که زندگی روزمره آن‌ها را به...