در حالیکه طالبان از «ثبات» و «حاکمیت ملی» سخن میگویند، واقعیت میدانهای نبرد طور دیگری روایت میکند. طی دو ماه گذشته، دامنهی درگیریهای مرزی میان طالبان و نیروهای پاکستانی در ولایتهای ننگرهار، کنر و پکتیکا به سطح بیسابقهای رسیده است. گزارشها و تصاویر میدانی نشان میدهد که طالبان نه تنها در برابر ارتش پاکستان صفآرایی کردهاند، بلکه پناهگاههایی تازه برای گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) ایجاد کردهاند؛ گروهی که در خاک پاکستان مسئول صدها حمله تروریستی شناخته میشود. این وضعیت زنگ خطر را برای ثبات منطقهای به صدا درآورده است، چرا که روابط دیرینهی استراتژیک میان کابل و اسلامآباد در حال فروپاشی است و خلاء قدرت موجود توسط گروههای تروریستی پر میشود.
مرز خون و سوءظن – دشمنی تازه از دل دوستی قدیمی:
روابط طالبان و پاکستان، که در دو دههی گذشته همچون پیوندی از منافع استخباراتی و مذهبی جلوه میکرد، امروز به مرحلهی بیاعتمادی کامل رسیده است. این دگرگونی پس از خروج نیروهای ناتو و تسلط طالبان بر افغانستان پدیدار شد، زمانی که انتظار اسلامآباد این بود که طالبان تهدید گروه تحریک طالبان پاکستان (TTP) را مهار کنند. اما واقعیت تلخ این است که TTP نهتنها کنترل نشده، بلکه از حمایت پنهان و آشکار طالبان در خاک افغانستان برخوردار است.
به گفته یکی از افسران بازنشستهی ارتش پاکستان در گفتوگو با خبرنگار ما، که نخواست نامش فاش شود:
«طالبان دیگر متحد ما نیستند. آنان خود را قدرت مستقل میدانند و در حال شکلدادن به مسیر خودشان هستند. این وضعیت برای ما در مرز، بهشدت نگرانکننده است. ما شاهد افزایش حملات از خاک افغانستان هستیم و پاسخهای ما با واکنش شدید نیروهای طالبان روبهرو میشود که ما را غافلگیر میکند.»
جزئیات درگیریها:
بر اساس گزارشهای محلی، تنشها عمدتاً در محورهای زیر متمرکز شدهاند:
ولسوالی سپینبولدک (قندهار/چمن): درگیریها بر سر کنترل نقاط ایست و بازرسی و مسیرهای قاچاق تشدید شده است.
ولسوالیهای مرزی کنر و ننگرهار: توپخانههای پاکستان به مواضعی در عمق خاک افغانستان شلیک کردهاند که ادعا میشود پناهگاه TTP بودهاند. طالبان با استفاده از سلاحهای سنگین از جمله هاونها و خمپارهاندازها پاسخ دادهاند.
منابع محلی در ننگرهار تأکید میکنند که نیروهای پاکستانی چندین بار برای انهدام پناهگاههای TTP در آنسوی مرز اقدام به شلیک توپخانه کردهاند، اما پاسخ سخت طالبان باعث افزایش تلفات دوطرف و تشدید تنشها شده است. این تبادل آتش، مرز را به منطقهای غیرقابل نفوذ و خطرناک تبدیل کرده است.
همکاری پنهان طالبان با گروههای فراملی:
یکی از نگرانکنندهترین جنبههای تحولات مرزی، تأیید گزارشهای متعدد مبنی بر همکاری فعال طالبان با گروههای مسلح فراملی است. این همکاریها، که بخشی از استراتژی طالبان برای ایجاد یک محور مقاومت منطقهای در برابر فشارهای اسلامآباد و غرب تلقی میشود، شامل گروههایی مانند القاعده، شاخهی خراسان داعش (IS-K)، جنگجویان چچنی و گروههای نظامی ازبک میشود.
شبکهی پشتیبانی تروریستی:
اطلاعات بهدست آمده نشان میدهد که در کوههای دورافتاده نورستان و بدخشان، کمپهای آموزشی جدیدی از سوی این گروهها راهاندازی شده است. این کمپها نهتنها محلی برای آموزش نظامی هستند، بلکه محلی برای تبادل تجربیات تاکتیکی و تدارکاتی نیز محسوب میشوند. جنگجویان خارجی نقش محوری در سازماندهی نیروهای تازه نفس طالبان و بهویژه نیروهای ویژه یا واحدهای واکنش سریع آنها ایفا میکنند.
یک منبع استخباراتی غربی که نخواست هویتش فاش شود، در این باره اظهار داشت:
«طالبان از بیثباتی منطقه به عنوان سپری دفاعی استفاده میکنند. آنان میدانند که هرچه مرزها ناامنتر باشد و تهدید تروریستی منطقهای افزایش یابد، فشار بینالمللی بر حاکمیت آنها برای پاسخگویی در قبال گروههای تروریستی کاهش مییابد، زیرا تمرکز غرب از کابل به سوی درگیریهای مرزی و خطر گسترش افراطگرایی معطوف خواهد شد.»
این همکاریها تضاد آشکاری با تعهدات طالبان در توافق دوحه و مذاکرات بعدی با پاکستان نشان میدهد که مبنی بر عدم اجازه دادن به استفاده از خاک افغانستان برای تهدید کشورهای دیگر بود.
نبردهای مکرر و حملات توپخانهای، وضعیت اسفبار اهالی ولسوالیهای مرزی افغانستان را بهشدت وخیم ساخته است. هزاران خانواده از ترس گلولهبارانهای متقابل، مجبور به ترک خانههای خود شده و به نقاط امنتر در عمق افغانستان یا در برخی موارد به خاک پاکستان پناه بردهاند.
آمار تخمینی آوارگان داخلی (IDP):
بر اساس گزارشهای اولیه نهادهای محلی، در دو ماه گذشته، تخمین زده میشود که بیش از ۱۲,۰۰۰ خانواده در ولایتهای ننگرهار، کنر، و پکتیکا آواره شدهاند. بسیاری از این پناهجویان از کمبود شدید غذا، دارو و سرپناه رنج میبرند، زیرا مسیرهای تدارکاتی در مناطق درگیر قطع شده است.
«گلمحمد»، باشندهی ولسوالی شلطن کنر، که خانوادهاش در کمپ موقت در نزدیکی جلالآباد مستقر شده، با چشمانی اشکآلود روایت میکند:
«ما از طالبان و پاکستانیها به یک اندازه میترسیم. طالبان از ما دفاع نمیکنند، بلکه ما را سپر خود قرار دادهاند. هیچکس از ما نمیپرسد که در این جنگ چه میخواهیم. ما فقط زنده ماندن میخواهیم و امنیت را میخواهیم، نه حاکمیت هیچکس دیگر را.»
بحران انسانی در این مناطق تحت پوشش درگیریهای نظامی قرار گرفته و کمکرسانی بینالمللی به دلیل ناامنی و محدودیتهای طالبان با موانع جدی روبهرو است.
تحلیل سیاسی – بازی قدرت در سایه خلأ مشروعیت:
کارشناسان سیاسی مستقر در کابل بر این باورند که افزایش تنشها با پاکستان بخشی از یک استراتژی عامدانه از سوی رهبران طالبان برای انحراف افکار عمومی از بحرانهای داخلی است. این بحرانها شامل فروپاشی اقتصادی، وابستگی شدید به کمکهای خارجی، فقدان مشروعیت بینالمللی، و نارضایتیهای گسترده داخلی به ویژه در میان زنان و اقلیتها میشود.
در حالیکه پاکستان سالها پناهگاه و کانال حیاتی حمایت مالی و لجستیکی طالبان بود، اکنون این کشور به هدف تبلیغاتی تازه طالبان تبدیل شده است. ایجاد یک دشمن خارجی قوی و تعریف شده، به طالبان اجازه میدهد تا با تمرکز بر «دفاع از استقلال و خاک اسلامآباد»، وفاداری داخلی را تقویت کنند.
«ماریا احمدی»، تحلیلگر سیاسی برجستهی کابل، در یک نشست تحلیلی بیان داشت:
«طالبان برای تثبیت موقعیت خود در داخل، به تضاد با پاکستان نیاز دارند. این تضاد، زمینهی ضروری برای جمعآوری منابع و توجیه سرکوبهای داخلی است. آنان از میراث مبارزهی دیرینه با شوروی و آمریکا برای توجیه درگیری کنونی با پاکستان استفاده میکنند. اما این بازی بسیار خطرناک است؛ چون بهزودی آتشش دامن مردم عادی را خواهد گرفت و این بار، طرف مقابل (پاکستان) سلاحهای مجهزتری برای مقابله در دست دارد.»

ابعاد اقتصادی درگیری:
این درگیریها همچنین بر تجارت مرزی که شریان حیاتی اقتصاد افغانستان است، تأثیر منفی گذاشته است. بسته شدن گذرگاهها و افزایش ریسک، هزینههای واردات و صادرات را به شدت بالا برده و تورم را تشدید کرده است. سهم اقتصاد غیررسمی و قاچاق، که اکنون منبع اصلی درآمد طالبان است، در این میان پیچیدهتر شده و درگیریها گاهی حول محور کنترل این مسیرها رخ میدهد.
خطر اصلی این است که جامعه بینالمللی بار دیگر همان اشتباه قدیمی را تکرار کند: سکوت در برابر تحولات امنیتی شرق افغانستان. در حالیکه توجه جهانی بر بحرانهای دیگر متمرکز شده یا به امید همکاریهای محدود طالبان در زمینه مبارزه با مواد مخدر و کنترل مرزها محدود شده است، ساختارهای تروریستی منطقه زیر سایهی حاکمیت طالبان جان تازه میگیرند و شبکههای خود را تقویت میکنند.
این فضا، محیطی مناسب برای بازگشت گروههایی مانند القاعده فراهم میآورد که اکنون در میان تبلیغات طالبان در مورد «استقلال کامل»، آزادی عمل بیشتری دارند. در چنین فضایی، خبرنگاران و فعالان مدنی افغانستان با تهدید مستقیم روبهرو هستند. آنان باید همزمان با سانسور طالبان و تهدیدات امنیتی ارتش پاکستان درگیر شوند. اما هنوز هم برخی از آنان حاضرند روایت واقعی را بنویسند — روایتی که نه به نفع قدرت مسلط، بلکه به نفع حقیقت و صلح منطقهای است.
پتانسیل تشدید تنشها:
اگر درگیریها به سطح رویارویی مستقیم بین نیروهای منظم دو کشور تبدیل شود، پیامدهای ژئوپلیتیکی آن میتواند کل آسیای جنوبی را بیثبات سازد. هیچکدام از طرفین مایل به جنگ تمامعیار نیستند، اما محاسبات اشتباه و درگیریهای محلی میتواند به سرعت از کنترل خارج شود.
جمعبندی:
طالبان امروز از موضع «حاکمیت» سخن میگویند و تلاش میکنند با نمایش قدرت نظامی در برابر یک قدرت منطقهای مانند پاکستان، اعتبار خود را در میان هواداران و بازیگران داخلی تقویت کنند. اما در عمل، این گروه همچنان از همان تاکتیکهای تروریستی گذشته برای حفظ نفوذ و کنترل مناطق استفاده میکنند و همکاری با گروههای مشابه را در اولویت قرار دادهاند.
درگیری مرزی با پاکستان نه نشانهی استقلال کامل، بلکه محصول رقابت خطرناک گروههایی است که از جنگ تغذیه میکنند و حاضر نیستند قلمرو یا قدرت خود را تقسیم کنند. اگر این روند ادامه یابد، افغانستان بار دیگر به میدان رقابت خونین نیروهای افراطی منطقهای تبدیل خواهد شد — و بازهم قربانی اصلی، مردم بیدفاع این سرزمیناند که زیر آتش نبرد دو قدرت متخاصم گرفتار شدهاند.




