یک سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان به مرکز یکی از گستردهترین موجهای مهاجرت معاصر جهان تبدیل شده است؛ موجی که با بحران اقتصادی، محدودیتهای اجتماعی، سقوط نظام اداری و افزایش فشارهای امنیتی شتاب گرفته و میلیونها نفر را به سوی مرزهای ایران، پاکستان و مسیرهای پرخطر اروپا روانه کرده است.
روایتی از دلایل، ابعاد و پیامدهای این مهاجرت عظیم همراه با تحلیل آماری، روایتهای انسانی و بررسی وضعیت میزبانان منطقهای.
1-افغانستان پس از طالبان؛ از ناامنی تا فروپاشی اقتصادی
بازگشت طالبان با فروپاشی ساختارهای حکومتی همراه شد. نظام مالی فلج شد، منابع ارزی مسدود ماند و کمکهای بینالمللی که اقتصاد افغانستان به آن وابسته بود بهسرعت کاهش یافت. سازمانهای بینالمللی تخمین میزنند:
۹۷٪ جمعیت در خطر سقوط به زیر خط فقر قرار گرفته است.
بیکاری در سال نخست حکومت طالبان تا چهل درصد افزایش یافته است.
ارزش پول ملی نزدیک به چهل درصد کاهش یافته است.
فشار اقتصادی، همراه با محدودیتهای اجتماعی و امنیتی، انتخابهای مردم را محدودتر کرد: بسیاری راهی جز ترک کشور ندیدند.

2- موج مهاجرت؛ آمار یک بحران تاریخی
بر اساس دادههای سازمانهای بینالمللی UNHCRو IOM از زمان بازگشت طالبان:
بیش از ۱.۶ تا ۲ میلیون افغان کشور را ترک کردهاند.
مجموع آوارگان داخلی + خارجی به بیش از ۶.۵ میلیون نفر رسیده است.
افغانستان اکنون نخستین منبع مهاجر و پناهجو در منطقه و یکی از سه منبع بزرگ در جهان است.
مقصدهای اصلی مهاجران افغان:
ایران: حدود ۵ تا ۶ میلیون افغان—بزرگترین جامعه مهاجر افغان در جهان
پاکستان: حدود ۳.۷ میلیون نفر
مسیر اروپا: هر سال دهها هزار نفر
ترکیه: یکی از اصلیترین ایستگاههای مسیر اروپا
خلیج فارس و آسیای میانه: مقاصدی اقتصادی برای کارگران افغان
۳- ایران؛ نخستین پناهگاه و اولین خط بحران
ایران بهدلیل هممرز بودن، زبان مشترک با بخشی از افغانها و سهولت جابهجایی مرزی، پس از سقوط کابل با موجی بیسابقه مواجه شد.
آمار و واقعیت میدانی
روزانه ۳ تا ۵ هزار نفر در ماههای نخست از مرزهای شرقی وارد ایران میشدند.
برآوردهای مختلف از حضور ۵ تا ۶ میلیون افغان در ایران حکایت دارد.
تنها حدود یک میلیون نفر دارای مدارک قانونیاند؛ اکثریت در وضعیت نامشخص حقوقی به سر میبرند.
چالشهای اصلی مهاجران در ایران
نداشتن مدارک قانونی → محدودیت در کار، سفر و تحصیل
دستمزدهای پایین و نبود بیمه
برخوردهای امنیتی و فشارهای اقتصادی
هزینه بالای زندگی، بهویژه در مشهد، تهران و کرمان
بازگرداندنهای مرزی و برخوردهای سختگیرانه
روایت انسانی:
امین، ۲۶ ساله، که از قندوز به کرمان آمده:
“وقتی طالبان آمدند، اولین نگرانیام این بود که بخاطر کار من و برادرم در اردوی ملی بازداشت یا حتی کشته شویم برای همین با برادرم پیاده از نیمروز به ایران رسیدیم. سه روز در بیابان بودیم بدون آب و غذا. حالا در یک کوره خشتپزی کار میکنیم؛ کار سخت و طاقت فرسا و مزد کم است اما امنیت جان داریم.
۴- مسیر اروپا؛ سفری میان زندگی و مرگ

برای بسیاری از افغانها، عبور از ایران و ترکیه تنها مرحله نخست است. مقصد نهایی، رسیدن به اروپا و تقاضای پناهندگی است؛ مسیری که یکی از خطرناکترین راههای مهاجرت در جهان شناخته میشود.
آمار و شواهد
افغانها طی سال 2021 تا 2023 یکی از سه گروه بزرگ پناهجویان اروپا بودند.
یونان، بلغارستان و ایتالیا بیشترین ورودی افغانها را ثبت کردهاند.
هزاران نفر با پرداخت ۳ تا ۷ هزار دلار به قاچاقبرها وارد ترکیه

یا مسیر بالکان میشوند.
چرا مسیر اروپا؟
نبود امکان اقامت قانونی در ایران و پاکستان
خطر شناسایی و بازگشت اجباری
مسدود شدن فرصتهای اقتصادی
امید به امنیت، تحصیل و حقوق انسانی در اروپا
روایت از مسیر بالکان
فرشته، ۱۹ ساله، دانشجوی سابق کابل:
“از هرات به ایران و بعد به ترکیه رفتیم. سه بار تلاش کردیم از جنگلهای مرز بلغارستان عبور کنیم. یک بار پلیس ما را دستگیر و لت و کوب کرد و برگرداند. پدرم گفت یا زندگی، یا مرگ؛ دیگر راهی نداشتیم. حالا در صربستان منتظر فرصت برای ادامه راه هستیم”
۵-دلایل اصلی مهاجرت؛ فشارهای چندلایه
۱. ترس امنیتی
اعضای نیروهای امنیتی دولت پیشین
کارمندان زن
خبرنگاران، فعالان مدنی، اقلیتهای قومی–مذهبی
۲. بحران اقتصادی
سقوط درآمدها
افزایش شدید قیمت مواد غذایی
بسته شدن فرصتهای شغلی برای زنان
۳. محدودیتهای اجتماعی – بهویژه برای زنان
ممنوعیت آموزش برای دختران
محدودیت کار زنان
در برخی مناطق ممنوعیت بدون محرم بیرون رفتن
۴. خشکسالی و تغییرات اقلیمی
خشک شدن زمینهای کشاورزی
افزایش مهاجرت روستا–به–شهر و سپس خروج از کشور
۶-پیامدهای مهاجرت؛ جامعهای نیمهخالی، خانوادههایی ازهمگسسته
در بسیاری از روستاهای شمال و غرب افغانستان، جمعیت تا ۳۰٪ کاهش یافته.
خانوادهها نصفهنیمه شدهاند؛ مردان و جوانان مهاجر شده، زنان و سالمندان ماندهاند.
اقتصاد محلی سقوط کرده؛ کمبود نیروی کار، افزایش قیمت کالا، و رکود بازار.
کودکان در مسیر مهاجرت آموزش را رها کردهاند.
۷-آینده مهاجرت افغانستان؛ دورنمای مبهم
چشمانداز مهاجرت از افغانستان در سالهای پیش رو، تحت تأثیر مجموعهای از بحرانهای داخلی و منطقهای، همچنان تیره و نامطمئن به نظر میرسد. تا زمانی که اقتصاد کشور در بحران باقی بماند، محدودیتهای شدید علیه زنان و دختران ادامه یابد، وضعیت امنیتی پایدار نشود و حکومتی فراگیر و مشارکتی با حضور تمام اقوام، گروهها و اقلیتها شکل نگیرد، مهاجرت افغانها نه تنها کاهش نخواهد یافت، بلکه میتواند به یکی از بحرانهای دائمی و ساختاری در منطقه تبدیل شود.
یک سال پس از بازگشت طالبان به قدرت، افغانستان با ترکیبی از بحرانهای همزمان روبهروست: فروپاشی اقتصادی و نابودی فرصتهای شغلی، محدودیتهای اجتماعی و کاهش آزادیهای فردی، افزایش شدید ناامنی غذایی و بحرانهای بهداشتی و آموزشی، و نیز بیثباتی امنیتی که مردم را به زندگی در ترس دائم وادار میکند. چنین وضعیتی، فشار روانی و معیشتی سنگینی بر شهروندان وارد کرده و بسیاری را مجبور به ترک خانه، خانواده و وطن خود کرده است.
مهاجرت گسترده افغانها، از جوانان تحصیلکرده و متخصص تا خانوادههای کامل، به کشورهای همسایه مانند ایران و پاکستان و حتی به اروپا و ترکیه، نه تنها یک پدیده انسانی، بلکه پیامی هشداردهنده برای منطقه است. این جریان مهاجرت، کشور را در حال تهیشدن از نیروی کار، مهارت و سرمایه انسانی حیاتی برای بازسازی و توسعه ساخته و آیندهای مبهم برای ساختارهای اجتماعی و اقتصادی باقی گذاشته است.
در عین حال، این مهاجرت با چالشهای اجتماعی و اقتصادی در کشورهای مقصد نیز همراه است و میتواند فشار بر منابع محلی، بازار کار و خدمات عمومی را افزایش دهد. بدون تغییرات اساسی در سیاستها و مدیریت بحرانها، افغانستان و منطقه شاهد تداوم یک چرخه مهاجرت اجباری خواهند بود؛ چرخهای که هم بر انسانها و هم بر ثبات منطقهای هزینههای سنگینی تحمیل میکند و راه بازگشتی ساده برای مردم و دولت افغانستان باقی نمیگذارد.
نویسنده: نیما
