در حالیکه هزاران خانواده افغان در گرمای طاقتفرسای تابستان از ایران و پاکستان اخراج میشوند، دولت طالبان در کابل در سکوت مطلق فرو رفته است. هیچ برنامهای برای اسکان یا حمایت از بازگشتکنندگان وجود ندارد، و مردم در مرزها میان فقر، تشنگی و بیسرنوشتی گیر ماندهاند.
آغاز موج تازه اخراجها:
در هفتههای اخیر، سیاستهای سختگیرانهی دولتهای ایران و پاکستان جان تازه گرفته است. مأموران ایرانی در تهران، قم، و مشهد افغانها را از محل کار و خوابگاه بیرون کرده و مستقیم به مرز منتقل میکنند. در پاکستان نیز طرح موسوم به «بازگشت داوطلبانه» به کابوس جمعی تبدیل شده است.
بهگفتهی منابع رسمی، از آغاز ماه جولای تا نیمهی اوت، بیش از ۳۵۰ هزار نفر از مهاجران افغان از دو کشور همسایه اخراج شدهاند. بسیاری از آنان بدون پول، مدارک، یا حتی شناسنامه به خاک افغانستان بازگشتهاند — جایی که نه کار است، نه خانه، نه آینده.
چهرههای خسته در خاک تشنه:
در مرز تورخم و نیمروز، صحنههایی دیده میشود که هر انسان را متأثر میکند: کودکان بیمار زیر آفتاب داغ، زنان باردار نشسته بر زمین، و مردانی که چشمان خستهشان به امید رسیدن کمکی از دولت دوخته شده است.
داوطلبان محلی در ننگرهار میگویند هر روز صدها نفر بدون سرپناه وارد خاک افغانستان میشوند.
به گفتهی یکی از آنان:«موترهای پاکستانی مردم را میآورند، در خاک افغانستان پایین میکنند و میروند. هیچکس نیست که اسمی یا نشانی بگیرد. مردم سردرگم ماندهاند.»

دولت طالبان؛ ناظر خاموش در بحران ملی:
در حالیکه فاجعه انسانی در حال گسترش است، دولت طالبان هیچ واکنش عملی نشان نداده است. وزارت مهاجرین تنها چند اطلاعیه منتشر کرده و از «کمک جهانی» حرف زده، اما نه بودجهای اختصاص یافته، نه تیمی برای امدادرسانی به مرزها اعزام شده است.
مشاهدات در کابل نشان می دهد که جلسات داخلی وزارت مهاجرین بیشتر جنبه تشریفاتی دارند و هیچ تصمیم اجرایی در خصوص انتقال یا اسکان مهاجران گرفته نشده است.
یک فعال مدنی در کابل گفت:«طالبان همیشه شعار میدهد که از افغانها دفاع میکند، اما امروز معلوم شد در عمل هیچ برنامهای ندارد. مردم در بیابان هستند، طالبان در دفترهای خنک نشستهاند.»
وضعیت انسانی وحشتناک در مرزها:
در اسلامقلعه، دهها کودک بهدلیل کمبود آب و گرمای شدید حالشان وخیم شده است. سازمانهای امدادرسان خارجی درخواست کمک فوری دادهاند، اما همکاری لازم از سوی طالبان انجام نمیشود.
در مناطق مرزی، صدها خانواده مجبورند در چادرهای پلاستیکی زندگی کنند. شبها، دمای هوا سرد میشود و بیماران دارو ندارند. گزارشهای محلی نشان میدهد بعضی از کودکان در اثر تب و اسهال جان باختهاند.
داوطلبی در نیمروز گفت: «ما با پول خودمان برای مردم آب و غذا آوردیم. ولی مشکلات زیاد است. هیچ اداره رسمی از کابل نیامده. مردم میگویند اگر طالبان همینطور خاموش بماند، اوضاع بدتر میشود.»

فشار اجتماعی و پیامد سیاسی:
تحلیلگران در کابل باور دارند که ادامهی این بیتوجهی از سوی طالبان، مشروعیت داخلی این گروه را بیشتر تضعیف خواهد کرد. افغانهایی که سالها در ایران و پاکستان با کار سخت روزگار گذراندهاند، حالا احساس میکنند دولتشان آنان را فراموش کرده است.
یک کارشناس سیاسی در گفتوگو با رصد گفت:
«طالبان باید بداند که مردم مرزها بخشی از افغانستاناند، نه باری اضافی. اگر حکومت خاموش بماند، خشم و ناامیدی اجتماعی افزایش مییابد و ممکن است به نارضایتی سیاسی گسترده تبدیل شود.»
مردم گرفتار، حکومت بیخیال:
در هوای داغ و خاکآلود مرزها، کودکان بازی نمیکنند؛ فقط به کامیونها نگاه میکنند که بار دیگر چهرههایی خسته و ناامید را به داخل کشور میآورد. مردم میگویند اگر دولت طالبان کاری نکند، اتفاقی که امروز در تورخم و نیمروز میگذرد، فردا سراسر کشور را فرا خواهد گرفت.
بحران فعلی فقط یک مشکل پناهجویی نیست؛ آینهای است از بیتفاوتیِ حکومت طالبان در برابر مردم خودش.
تا زمانیکه این بیعملی ادامه دارد، افغانها قربانی سیاستهای بیرونی و سکوت درونی خواهند ماند.
نتیجه و فراخوان نهایی:
بحران اخراج مهاجران افغانی از ایران و پاکستان، افغانستان را در آستانه یک فاجعه انسانی تازه قرار داده است. سازمانهای بینالمللی هشدار دادهاند اگر دولت طالبان دست به کار نشود، زمستان پیشرو به بحرانی مرگبار برای هزاران خانواده بیسرپناه تبدیل خواهد شد.
مردم از حکومت انتظار پاسخ دارند — نه وعده، بلکه عمل.




