پنجشیر پس از سقوط جمهوریت؛ مقاومت نافرجام و پرسش‌های بی‌پاسخ

 

پنجشیر پس از سقوط جمهوریت؛ مقاومت نافرجام و پرسش‌های بی‌پاسخ

پس از سقوط دولت محمد اشرف غنی و بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، بحث درباره امکان شکل‌گیری جبهه‌های مقاومت مسلحانه در نقاط مختلف کشور مطرح شد. در این میان، پنجشیر به‌عنوان نماد تاریخی مخالفت با طالبان و محل استقرار احمد مسعود و امرالله صالح، بیش از سایر مناطق در کانون توجه رسانه‌ها و افکار عمومی قرار گرفت. با این حال، تحولات میدانی و واکنش‌های اجتماعی نشان داد که پروژه مقاومت در پنجشیر، با چالش‌های جدی داخلی و ملی روبه‌رو بوده است.

در روزهای نخست پس از سقوط کابل، اعلام مواضع احمد مسعود و همراهانش مبنی بر مخالفت با حکومت طالبان، این تصور را تقویت کرد که پنجشیر می‌تواند بار دیگر به پایگاه مقاومت مسلحانه تبدیل شود. پیشینه تاریخی این منطقه در دوران اشغال شوروی و همچنین در دهه نخست حاکمیت طالبان، به این تصور دامن زد و برخی گمان می‌کردند که جبهه‌ای جدید با قابلیت گسترش ملی در حال شکل‌گیری است.

در این چارچوب، قرار گرفتن احمد مسعود ــ فرزند احمدشاه مسعود ــ در رأس این جریان، برای بخشی از حامیان داخلی و خارجی یادآور سرمایه نمادینی بود که می‌توانست نقش بسیج‌کننده ایفا کند. افزون بر این، عدم حضور مستقیم او در ساختار قدرت دولت پیشین و نداشتن پرونده‌های شناخته‌شده فساد یا نقض حقوق بشر، از منظر برخی تحلیلگران می‌توانست زمینه‌ای برای جلب توجه و حمایت بیرونی فراهم آورد.

واقعیت‌های میدانی

با وجود این انتظارات، درگیری‌های محدود نظامی در پنجشیر به‌سرعت به سود طالبان پایان یافت. نیروهای طالبان توانستند کنترل کامل دره را در دست بگیرند و جبهه مقاومت عملاً از امکان تحرک مؤثر محروم شد. پیامد فوری این وضعیت، تشدید فشارهای امنیتی و اقتصادی بر ساکنان محلی و مهاجرت بخشی از جمعیت بود.

این تحولات، پرسش‌های تازه‌ای را مطرح کرد: چرا مقاومت نتوانست از حمایت گسترده برخوردار شود؟ و چرا برخلاف برخی پیش‌بینی‌ها، جبهه‌های مشابهی در دیگر نقاط کشور شکل نگرفت؟

یکی از عوامل تأثیرگذار در این زمینه، به روایت‌های سیاسی و رسانه‌ای دو دهه گذشته بازمی‌گردد. در دوران جمهوریت، پنجشیر به‌طور گسترده به‌عنوان مرکز اصلی «جهاد» و «مقاومت» معرفی می‌شد؛ روایتی که به اعتقاد منتقدان، نقش دیگر اقوام و مناطق افغانستان را کم‌رنگ جلوه می‌داد. این نگاه، به‌ویژه در میان بخشی از نسل جوان پنجشیری، نوعی احساس تمایز و جایگاه ویژه ایجاد کرد.

منتقدان این رویکرد معتقدند که چنین بزرگ‌نمایی‌هایی، اگرچه سرمایه نمادین کوتاه‌مدتی ایجاد کرد، اما در بلندمدت به شکاف‌های اجتماعی و بی‌اعتمادی میان گروه‌های مختلف دامن زد؛ بی‌اعتمادی‌ای که در مقطع حساس پس از سقوط جمهوریت، خود را در عدم همراهی سراسری با جبهه پنجشیر نشان داد.

بخش دیگری از تردید جامعه افغانستان نسبت به هرگونه پروژه قدرت‌طلبانه جدید، به حافظه تاریخی بازمی‌گردد. تجربه جنگ‌های داخلی دهه هفتاد خورشیدی، نقش برخی گروه‌های مجاهدین در آن دوران، و همچنین عملکرد دولت‌های پسین، موجب شده است که بخش قابل‌توجهی از جامعه نسبت به تکرار الگوهای انحصار قدرت حساس باشد. در چنین فضایی، برخی مواضع و اظهارات منتشرشده از سوی حامیان جبهه پنجشیر در شبکه‌های اجتماعی ــ که گاه بر محور هویت قومی یا جغرافیایی می‌چرخید ــ این نگرانی را تقویت کرد که حتی در صورت موفقیت نظامی، ساختار حکمرانی آینده نیز فراگیر نخواهد بود.

احمد مسعود در مواضع رسانه‌ای خود بر مفاهیمی چون آزادی، برابری و مشارکت همه شهروندان تأکید داشته است. با این حال، بخشی از گفتمان حامیان او در فضای مجازی، با این رویکرد هم‌خوانی کامل نداشته و گاه نشانه‌هایی از رویکردهای انحصارطلبانه در آن دیده شده است. این شکاف میان پیام رسمی رهبران سیاسی و رفتار یا گفتار برخی هواداران، یکی از چالش‌های اصلی این جریان ارزیابی می‌شود.

چرا حمایت ملی شکل نگرفت؟ با توجه به نارضایتی گسترده از حکومت طالبان، انتظار می‌رفت هر حرکت مخالف این گروه با استقبال عمومی روبه‌رو شود. اما عدم شکل‌گیری حمایت گسترده از جبهه پنجشیر نشان داد که مخالفت با طالبان لزوماً به معنای حمایت از هر آلترناتیو موجود نیست. بسیاری از شهروندان، آینده نامعلوم، احتمال تداوم تبعیض، و فقدان چشم‌انداز روشن برای یک نظام سیاسی فراگیر را از عوامل اصلی عدم همراهی خود عنوان می‌کنند.

تجربه پنجشیر پس از سقوط جمهوریت، بار دیگر اهمیت اعتماد اجتماعی، روایت‌های فراگیر و برنامه سیاسی شفاف را برجسته کرد. تحولات این منطقه نشان داد که سرمایه نمادین گذشته و مخالفت با طالبان، به‌تنهایی برای جلب حمایت ملی کافی نیست. پرسش کلیدی همچنان باقی است: هر جریان مدعی تغییر، تا چه اندازه می‌تواند تصویر روشنی از آینده‌ای مبتنی بر برابری شهروندی و مشارکت همه گروه‌ها ارائه دهد؟

پاسخ به این پرسش، نه‌تنها برای آینده پنجشیر، بلکه برای هرگونه تحرک سیاسی در افغانستانِ پساطالبان تعیین‌کننده خواهد بود.

 

نویسنده: محمدعظیم محمدی

تازه‌ترین مطالب

مطالب مشابه

افغانستان در فهرست کشورهای پرخطر برای روزنامه‌نگاران؛ نگرانی نهادهای رسانه‌ای از تداوم فشارها

  گزارش تازه سازمان «گزارش‌گران بدون مرز» بار ديگر وضعيت آزادي رسانه‌ها در افغانستان را در کانون توجه نهادهاي...

هشدار سازمان ملل به طالبان؛ ممنوعیت کار زنان، کمک‌های انسانی در افغانستان را فلج می‌کند

سازمان ملل متحد با افزایش نگرانی‌ها نسبت به تداوم بحران انسانی در افغانستان، از حکومت طالبان خواسته است...

از پل سرخ تا هرات

  صبح 8 مارچ سال 2015 بود، از همکارم خواسته بودم برایم چادری برقع بیاورد، دو برقع آورده بود،...

طالبان و آتش تازه در مرز – جنگ پنهان با پاکستان و پیوند خطرناک با گروه‌های تروریستی

در حالی‌که طالبان از «ثبات» و «حاکمیت ملی» سخن می‌گویند، واقعیت میدان‌های نبرد طور دیگری روایت می‌کند. طی...