از نسل‌کشی تا  احیای هویت

روایت ۱۳۰ سال پایداری مردمی که تن به فراموشی ندادند

بیش از یک قرن است که سرنوشت هزاره‌های افغانستان با دو واقعیت گره خورده‌‌ است؛ هویتی متمایز که در زبان و تبارشان ریشه دارد و تاریخی آکنده از حذف، تبعیض و تلاش برای محو شدن از صحنهٔ تاریخ. اما امروز، در حومه‌های ملبورن، آدلاید و سیدنی این روند حذف نه در میدان‌های جنگ بلکه در برگه‌های سرشماری ملی استرالیا در حال وارونه شدن است.

هزاره‌ها یکی از اقوام بومی و فارسی‌زبان افغانستان‌اند که خاستگاه تاریخی‌شان هزارستان در قلب ارتفاعات مرکزی این کشور است. از نظر مذهبی، جامعه‌ای متنوع دارند؛ اکثریت آنان شیعه‌اند، اما گروه‌های قابل توجهی از اهل سنت، اسماعیلیان و همچنین شماری رو به افزایش از هزاره‌های غیرمذهبی نیز در میان آنان، به‌ویژه در جوامع مهاجر دیده می‌شود. آنچه هزاره‌ها را به هم پیوند می‌دهد، نه مذهب بلکه زبان مشترک هزاره‌گی و حافظهٔ جمعی از رنجی تاریخی است.

زخمی که هنوز التیام نیافته است

این رنج، به سال‌های ۱۸۹۱ تا ۱۸۹۳ بازمی‌گردد؛ زمانی که امیر عبدالرحمن خان مشهور به «امیر آهنین» قیام‌های هزاره‌ها را با لشکرکشی‌ای سرکوب کرد که امروز بسیاری از پژوهشگران آن را مصداق نسل‌کشی می‌دانند.

برآوردها نشان می‌دهد که بیش از ۶۰ درصد جمعیت هزاره‌ها در آن سال‌ها قتل عام شدند، تعداد زیادی به بردگی کشیده شدند و بسیاری از آن‌ها مجبور به ترک سرزمین‌های خود گشتند. زمین‌های آنان مصادره و میان قبایل وفادار به حکومت تقسیم شد و هزاران مرد، زن و کودک هزاره در بازارهای برده‌فروشی کابل و قندهار به فروش رسیدند. مجلس عوام کانادا نیز در سال ۲۰۲۳، پس از بررسی این رویداد، آن را به عنوان یکی از فجایع بزرگ تاریخی علیه هزاره‌ها به رسمیت شناخت.

بازماندگان این نسل‌کشی در جغرافیاهای مختلف پراکنده شدند؛ گروهی به هند بریتانیا، گروهی به ایران و شماری نیز در افغانستان ماندند، اما در جایگاهی به‌مراتب فروتر از گذشته. هر یک از این جوامع، سرنوشت متفاوتی را تجربه کردند.

هزاره‌های کویته در پاکستان، با وجود دهه‌ها خشونت فرقه‌ای، توانستند مدارس، مراکز فرهنگی، باشگاه‌های ورزشی و نهادهای سیاسی‌مدنی خود را بنیان بگذارند و هویتی قومی و استوار بسازند. در ایران، مهاجران هزاره اگرچه از نظر زبانی احساس نزدیکی بیشتری داشتند، اما غالباً با تبعیض اجتماعی و وضعیت حقوقی نامطمئن روبه‌رو بودند. در افغانستان نیز تاریخ طولانی محرومیت، آنان را برای نسل‌ها از مشارکت برابر در ساختار قدرت و نهادهای دولتی دور نگه داشت.

بازگشت چرخهٔ خشونت

قرن بیستم نیز پایان رنج هزاره‌ها نبود.

در اوت ۱۹۹۸، پس از سقوط مزارشریف به دست طالبان، این گروه دست به یکی از خونبارترین کشتارهای قومی افغانستان زد. بر اساس گزارش سازمان دیده‌بان حقوق بشر، نیروهای طالبان خانه‌به‌خانه می‌گشتند و از ساکنان می‌خواستند نماز اهل سنت را بخوانند تا ثابت کنند هزاره نیستند. شمار قربانیان این کشتار، بنا بر برآوردهای مختلف، به چندین هزار نفر می‌رسد.

با بازگشت طالبان به قدرت در اوت ۲۰۲۱، بسیاری از هزاره‌ها معتقدند همان الگوی سرکوب بار دیگر تکرار شده است. سازمان‌های حقوق بشری از قتل‌های هدفمند، کوچ اجباری و حذف هزاره‌ها از نهادهای دولتی و امنیتی گزارش داده‌اند.

در سپتامبر ۲۰۲۲، حملهٔ انتحاری به مرکز آموزشی «کاج» در منطقهٔ عمدتاً هزاره‌نشین دشت‌برچی کابل، ده‌ها دانش‌آموز و داوطلب آزمون کانکور را که بیشتر آنان دختران جوان بودند، به کام مرگ کشاند. شاخهٔ منطقه‌ای داعش مسئولیت این حمله را بر عهده گرفت. پس از آن، کمیته‌های حقوق بشر پارلمان کانادا و شماری دیگر از نهادهای بین‌المللی این پرسش را مطرح کردند که آیا این خشونت‌های سازمان‌یافته را می‌توان ادامه یا تکرار نسل‌کشی علیه هزاره‌ها دانست؟

همین موج تازهٔ آزار و تعقیب بسیاری از هزاره‌ها را واداشت تا فراتر از مسیرهای سنتی مهاجرت ـ افغانستان، پاکستان و ایران ـ راهی کشورهایی چون استرالیا و، در مقیاسی کمتر، اروپا شوند.

سرانجام، دیده شدن در آمار

آنچه پس از آن در استرالیا رخ داد، به نمونه‌ای کم‌سابقه از به رسمیت شناختن هویت یک جامعه مهاجر تبدیل شد.

استرالیا نخستین کشوری بود که زبان هزاره‌گی را به عنوان زبانی مستقل به رسمیت شناخت و آن را از دری و فارسی تفکیک کرد. همچنین در فرم‌های رسمی سرشماری، این امکان را فراهم ساخت که افراد تبار خود را به طور مشخص «هزاره» ثبت کنند، نه اینکه صرفاً در عنوان کلی «افغان» قرار گیرند؛ عنوانی که سال‌ها هویت مستقل آنان را در آمار رسمی پنهان می‌کرد.

اما داشتن این امکان، زمانی معنا پیدا می‌کند که مردم از آن استفاده کنند؛ اتفاقی که در سال‌های نخست چندان رخ نداد.

در سرشماری سال ۲۰۱۶، کمتر از ۱۶ هزار نفر تبار خود را «هزاره» ثبت کردند و حدود ۲۲ هزار نفر زبان هزاره‌گی را به عنوان زبان رایج در خانه اعلام کردند؛ آماری که فعالان جامعه هزاره آن را بسیار کمتر از واقعیت می‌دانستند.

در آستانهٔ سرشماری ۲۰۲۱، گروهی از جوانان هزاره کارزاری مردمی به راه انداختند و از هم‌تباران خود خواستند در بخش «تبار» واژهٔ «هزاره» و در بخش «زبان» واژهٔ «هزاره‌گی» را بنویسند، نه اینکه از روی عادت یا ناآگاهی، «افغان» یا «دری» را انتخاب کنند.

مهدی سینا، یکی از برگزارکنندگان این کارزار، در گفت‌وگو با روزنامه (Dandenong Star Journal) گفت: این کمپین تنها درباره آمار نیست؛ بلکه تلاشی برای بازپس‌گیری هویتی است که سال‌ها زیر عنوان کلی «افغان» پنهان شده بود.

سرشماری سال ۲۰۲۱ نزدیک به ۴۱ هزار و ۷۰۰ نفر را با تبار هزاره و تقریباً همین تعداد را به عنوان گویشور زبان هزاره‌گی ثبت کرد؛ رقمی که نزدیک به چهار برابر آمار سال ۲۰۱۶ بود. بر اساس این نتایج، هزاره‌ها با سهم ۴۴.۳ درصد، دومین گروه بزرگ از نظر تبار در میان استرالیایی‌های متولد افغانستان به شمار می‌آیند.

چرا این آمار اهمیت دارد؟

برای مردمی که بخش بزرگی از تاریخ معاصر خود را با انکار، تبعیض و تلاش برای حذف هویتشان سپری کرده‌اند، ثبت دقیق در سرشماری صرفاً یک اقدام اداری نیست.

این آمار بر تخصیص بودجه برای خدمات ترجمه، برنامه‌های اجتماعی، خدمات اسکان مهاجران و میزان نمایندگی سیاسی تأثیر می‌گذارد. اما فراتر از همهٔ این‌ها، اهمیت نمادین آن است؛ اینکه یک دولت، هویت آنان را همان‌گونه که هست به رسمیت بشناسد، نه به عنوان بخشی از هویت دیگران.

اکنون که استرالیا خود را برای سرشماری بعدی آماده می‌کند، فعالان جامعه هزاره نیز بار دیگر در تلاش‌اند تا هم‌وطنان خود را به ثبت دقیق تبار و زبانشان تشویق کنند.

برای مردمی که تاریخ معاصرشان با تلاشی برای حذف آنان از نقشهٔ افغانستان آغاز شد، هر برگهٔ سرشماری امروز به سندی از بقا تبدیل شده است؛ گواهی بر اینکه هزاره‌ها نه‌تنها از تاریخ حذف نشدند، بلکه بار دیگر نام و هویت خود را در حافظهٔ یک ملت ثبت می‌کنند.

 

تازه‌ترین مطالب

مطالب مشابه

افغانستان در فهرست کشورهای پرخطر برای روزنامه‌نگاران؛ نگرانی نهادهای رسانه‌ای از تداوم فشارها

  گزارش تازه سازمان «گزارش‌گران بدون مرز» بار ديگر وضعيت آزادي رسانه‌ها در افغانستان را در کانون توجه نهادهاي...

هشدار سازمان ملل به طالبان؛ ممنوعیت کار زنان، کمک‌های انسانی در افغانستان را فلج می‌کند

سازمان ملل متحد با افزایش نگرانی‌ها نسبت به تداوم بحران انسانی در افغانستان، از حکومت طالبان خواسته است...

از پل سرخ تا هرات

  صبح 8 مارچ سال 2015 بود، از همکارم خواسته بودم برایم چادری برقع بیاورد، دو برقع آورده بود،...

طالبان و آتش تازه در مرز – جنگ پنهان با پاکستان و پیوند خطرناک با گروه‌های تروریستی

در حالی‌که طالبان از «ثبات» و «حاکمیت ملی» سخن می‌گویند، واقعیت میدان‌های نبرد طور دیگری روایت می‌کند. طی...