Home Blog Page 6

بازی دیپلماتیک شگفت‌انگیز ترامپ: گفتگوهای محرمانه ایلان ماسک با نماینده ایران

0
ایلان ماسک، کارآفرین برجسته فناوری، در کنار امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل، در یک دیدار غیرمعمول و محرمانه برای کاهش تنش‌های دیپلماتیک میان ایران و ایالات متحده.

در یک چرخش غیرمنتظره، دیدار مخفیانه ایلان ماسک با سفیر ایران در سازمان ملل نشان‌دهنده رویکرد غیرمعمول ترامپ برای کاهش تنش‌های آمریکا و ایران است.

زمانی که صحبت از دونالد ترامپ به میان می‌آید، باید به تمایل او به پیش‌بینی‌ناپذیری توجه کرد. این ویژگی باعث می‌شود رهبران جهان با احتیاط بیشتری برخورد کنند، زیرا پیش‌بینی حرکت بعدی او دشوار است. از این رو، رهبران اروپایی اغلب برای بحث‌های اضطراری گردهم می‌آیند و کشورهای عضو ناتو تشویق می‌شوند بودجه دفاعی خود را افزایش دهند. علاوه بر این، چین در حال آماده‌سازی برای یک جنگ تجاری احتمالی است و همچنان نسبت به تحولات آتی نامطمئن است. به این ترتیب، متحدان و دشمنان آمریکا به دنبال شفافیت بیشتری در مورد نیت استراتژیک ترامپ هستند.

در یک تحول اخیر که توسط نیویورک تایمز گزارش شد، غول فناوری، ایلان ماسک، با امیر سعید ایروانی، سفیر ایران در سازمان ملل متحد، در مکانی محرمانه در نیویورک دیدار کرد. این دیدار که بیش از یک ساعت به طول انجامید، ظاهراً بر کاهش تنش‌های بین ایالات متحده و ایران متمرکز بود. این گزارش به نقل از مقامات ایرانی گفتگوها را “مثبت” توصیف کرد و آن را نشانه‌ای امیدوارکننده برای روابط آینده آمریکا و ایران دانست.

نقش ماسک و حدس و گمان‌ها درباره ارتباطات غیررسمی

دخالت ماسک جالب توجه است، به ویژه با توجه به نقش او به عنوان مشاور نزدیک ترامپ. این دو اخیراً جدایی‌ناپذیر شده‌اند، به طوری که ترامپ اوایل این هفته با شوخی گفت: «ایلان نمی‌خواهد به خانه برود»، که نشان‌دهنده رابطه نزدیک آن‌هاست. این نزدیکی جدید به گمانه‌زنی‌ها دامن زده که ترامپ می‌تواند از وضعیت منحصربه‌فرد ماسک به عنوان یک شهروند خصوصی و چهره‌ای تأثیرگذار در تلاش‌های دیپلماتیک غیرمتعارف استفاده کند.

نقش ترامپ و ارتباطات احتمالی پشت‌پرده

دیدار میان ماسک و یک دیپلمات ارشد ایرانی احتمال آغاز مذاکرات غیررسمی از سوی ترامپ با ایران را تقویت می‌کند، علی‌رغم روابط تاریخی پرتنش. زمانی که از مدیر ارتباطات ترامپ خواسته شد تا این دیدار را تأیید یا تکذیب کند، او به‌طور مبهم پاسخ داد: «ما در مورد گزارش‌هایی درباره دیدارهای خصوصی که ممکن است انجام شده باشد یا نشده باشد، اظهار نظر نمی‌کنیم»، پاسخی که مرز بین انکار و پذیرش را مبهم می‌کند.

چرا اکنون؟ و چرا ماسک؟

گفته می‌شود هدف اصلی این دیدار کاهش تنش‌های میان آمریکا و ایران بوده است. با توجه به سوابق ترامپ در مورد ایران، این تلاش شگفت‌آور است. در سال ۲۰۱۸، او ایالات متحده را از توافق هسته‌ای ایران خارج کرد و آن را «توافقی وحشتناک برای آمریکا» خواند. دولت او سپس تحریم‌های شدیدی بر تهران اعمال کرد و صادرات نفت آن‌ها را کاهش داد و وضعیت اقتصادی مردم ایران را وخیم‌تر کرد. روابط پس از حمله پهپادی در سال ۲۰۲۰ که منجر به کشته شدن قاسم سلیمانی، فرمانده ایرانی شد و آمریکا و ایران را تا آستانه جنگ مسلحانه پیش برد، بدتر شد.

رویکردی غیرمعمول

تصمیم ترامپ برای استفاده از ماسک و عبور از کانال‌های دیپلماتیک سنتی، انتخابی چشمگیر است. از سال ۲۰۱۸، گفتگوهای مستقیم آمریکا و ایران پس از دستور رهبر معظم ایران، آیت‌الله علی خامنه‌ای، از دستور کار خارج شد. این امر باعث شد که استفاده از روش‌های غیردیپلماتیک به یک تاکتیک نوآورانه، هرچند پرریسک، تبدیل شود. مشارکت ماسک در بحث‌هایی با این ابعاد نشان‌دهنده نفوذ روزافزون اوست، به‌ویژه در مواردی که او در تماس‌های ترامپ با رهبران جهانی مانند ولودیمیر زلنسکی، رئیس‌جمهور اوکراین، حضور داشته است. در یک تماس گزارش‌شده، ترامپ حتی گوشی را به ماسک داد و نقش استراتژیک او را در دایره داخلی خود برجسته کرد.

در حالی که هنوز مشخص نیست که آیا این گفتگوهای مقدماتی به نتایج ملموسی منجر خواهد شد یا خیر، اما این واقعیت که ترامپ این گفتگوها را آغاز کرده است، قابل توجه است. این می‌تواند نشان‌دهنده یک فرصت نادر برای ایران در میان سال‌ها انزوا و روابط پرتنش باشد. برعکس، این ممکن است برای رهبران اسرائیلی نگران‌کننده باشد، با توجه به روابط نزدیک تاریخی ترامپ با نخست‌وزیر بنیامین نتانیاهو و مواضع سخت‌گیرانه او علیه ایران.

در نهایت، این تغییر احتمالی در استراتژی ترامپ ممکن است نشانه‌ای از یک رویکرد در حال تحول نسبت به روابط آمریکا و خاورمیانه باشد. چه این رویکرد به تغییرات اساسی منجر شود و چه به یک حرکت نمادین محدود بماند، انتخاب ترامپ برای تعامل از طریق ایلان ماسک پیام زیادی در مورد آمادگی او برای کشف مسیرهای غیرمتعارف دارد و به متحدان و دشمنان یادآوری می‌کند که برای موارد غیرمنتظره آماده باشند.

 

ترامپ اعلام وضعیت اضطراری می‌کند و ارتش را برای اخراج گسترده مهاجران مستقر می‌سازد

0

دونالد ترامپ، رئیس‌جمهور منتخب، قصد دارد در نخستین روز تصدی خود در ریاست جمهوری وضعیت اضطراری ملی اعلام کند تا اخراج گسترده مهاجران غیرقانونی را آغاز کند. او برنامه دارد از ارتش ایالات متحده به عنوان بخشی از استراتژی خود برای مقابله با مهاجرت غیرقانونی استفاده کند.

ترامپ در شبکه اجتماعی  Truth Social این گزارش‌ها را تأیید کرده و نوشته است: «درست است!!!» او تصمیم دارد از منابع فدرال، از جمله اختیارات اضطراری و پرسنل نظامی، برای تسریع روند اخراج استفاده کند. این برنامه در راستای وعده‌های دیرینه کمپین او برای اجرای «بزرگترین اخراج دسته‌جمعی در تاریخ آمریکا» است.

مقیاس عملیات اخراج

تیم ترامپ برخی اطلاعات اولیه در مورد تعداد افرادی که ممکن است تحت تأثیر قرار بگیرند ارائه داده است. ویویک راماسوامی، یکی از متحدان کلیدی او، اظهار کرده که میلیون‌ها نفر می‌توانند شامل این عملیات شوند، از جمله کسانی که ممکن است تحت فشار خاک آمریکا را داوطلبانه ترک کنند. با این حال، کارشناسان معتقدند اخراج میلیون‌ها نفر در یک روز از نظر لجستیکی غیرممکن است، هرچند ترامپ مصمم است تأثیری سریع ایجاد کند.

برای تحقق این هدف، ترامپ در حال تشکیل تیمی از وفاداران است تا عملیات را نظارت کنند. کریستین نورم به عنوان مدیر وزارت امنیت داخلی (DHS)، که مسئول اجرای قوانین مهاجرت است، منصوب شده است. همچنین، تام هولمن، یکی از مدافعان سرسخت سیاست‌های مهاجرتی ترامپ، به عنوان «رئیس مرزی» خدمت خواهد کرد.

چه کسانی هدف قرار خواهند گرفت؟

گزارش‌های اولیه نشان می‌دهد که مهاجران از چهار کشور مشخص – کوبا، هائیتی، نیکاراگوئه و ونزوئلا – در اولویت خواهند بود. در دوران دولت بایدن، شهروندان این کشورها از یک سیاست ویژه بهره‌مند شدند که به آنها اجازه می‌داد در صورت رعایت شرایط خاصی، مانند گذراندن بررسی‌های امنیتی و داشتن یک حامی آمریکایی، بدون ویزا وارد ایالات متحده شوند. این برنامه به تقریباً ۵۳۰ هزار مهاجر امکان داد برای مدت دو سال در آمریکا زندگی و کار کنند. ترامپ قصد دارد این برنامه را در آغاز دوره خود لغو کند.

فراتر از هدف‌گیری ملیت‌های خاص، ترامپ انتظار می‌رود فرمان‌های اجرایی بیشتری برای گسترش دامنه اخراج‌ها صادر کند. این اقدامات ممکن است شامل افزایش بودجه برای آژانس‌های اجرای مهاجرت، استخدام افسران بیشتر و ساخت تأسیساتی برای نگهداری مهاجران در انتظار اخراج باشد.

بحث‌برانگیز شدن استفاده از ارتش

پیشنهاد ترامپ برای استقرار ارتش آمریکا در اجرای قوانین مهاجرتی داخلی به شدت بحث‌برانگیز شده است. چنین اقدامی مستلزم استفاده از اختیارات اضطراری است که سوالات حقوقی و قانونی بزرگی را مطرح می‌کند. استقرار نیروهای نظامی در خاک آمریکا برای اهداف غیرنظامی نادر است و با چالش‌های بسیاری، از جمله احتمال درگیری‌های قضایی، همراه است.

با این حال، ترامپ به نظر نمی‌رسد دلسرد شده باشد. خوش‌بینی او ممکن است ناشی از تغییراتی باشد که در دوران نخست ریاست‌جمهوری‌اش در دستگاه قضایی ایجاد کرد. با بیش از ۲۰۰ قاضی فدرال منصوب شده توسط ترامپ و دادگاه عالی با اکثریت محافظه‌کار، ممکن است او باور داشته باشد که مخالفت‌های قانونی با سیاست‌های مهاجرتی‌اش با موانع قابل‌توجهی روبرو خواهد شد.

پیامدهای گسترده‌تر

ترامپ همچنین به پیامدهای دیپلماتیک گسترده‌تر اشاره کرده است. او پیش‌تر مهاجرت غیرقانونی را به عنوان چالشی «بزرگتر از یک جنگ» توصیف کرده و پیشنهاد داده که کشورهای همسایه، به‌ویژه مکزیک، ممکن است تحت فشار اقتصادی قرار گیرند. گزارش‌ها حاکی است که او ممکن است از محدودیت‌های ویزا و سیاست‌های مهاجرتی به عنوان اهرم در مذاکرات استفاده کند، مشابه شیوه استفاده از تعرفه‌ها در معاملات تجاری.

منتقدان استدلال می‌کنند که چنین اقداماتی می‌تواند روابط دیپلماتیک را تضعیف کرده و پیوندهای اقتصادی را مختل کند. با این حال، رویکرد سخت‌گیرانه ترامپ در مورد مهاجرت همواره بخش مرکزی هویت سیاسی او بوده و حامیانش این اقدامات را برای حفظ امنیت و حاکمیت ملی ضروری می‌دانند.

با شکل‌گیری دولت جدید، پرسش های درباره امکان‌پذیری و قانونی بودن برنامه‌های مهاجرتی ترامپ باقی می‌ماند. در حالی که سخنان او جسورانه است، اجرای اخراج‌های گسترده و مشارکت نظامی احتمالاً با چالش‌های لجستیکی و قانونی مواجه خواهد شد. با این وجود، سابقه ترامپ در پیشبرد موضوعات جنجالی نشان می‌دهد که او احتمالاً به فشار بر این مرزها ادامه خواهد داد و اجرای قوانین مهاجرتی به یکی از مسائل تعیین‌کننده ریاست‌جمهوری او تبدیل خواهد شد.

 

ترامپ و نتانیاهو: متحدان قدیمی در چشم‌انداز جدید و نامطمئن خاورمیانه

0

سه روز پس از دوران پس از انتخابات دونالد ترامپ، تماس‌های مکرر نخست‌وزیر اسرائیل بنیامین نتانیاهو با رئیس‌جمهور منتخب، نشانه‌ای از احیای یک همکاری حیاتی در زمانی پیچیده است. با شعله‌ور شدن آتش در غزه و لبنان، سوال این نیست که آیا ترامپ از سیاست‌های سرسختانه نتانیاهو حمایت خواهد کرد یا نه، بلکه این است که تا چه حد برای شکل دادن به نتیجه در خاورمیانه‌ای که به شدت تغییر یافته است، پیش خواهد رفت.

 

دونالد ترامپ در یک چهارشنبه انتخاب شد و از آن زمان، بنیامین نتانیاهو، نخست‌وزیر اسرائیل، تاکنون سه بار با او صحبت کرده است. اولین تماس بلافاصله پس از انتخابات صورت گرفت که طی آن نتانیاهو به ترامپ تبریک گفت و آن را به‌عنوان «بزرگترین بازگشت در تاریخ» توصیف کرد. تماس‌های بعدی نیز از اهمیت قابل توجهی برخوردار بودند، اگرچه جزئیات این مکالمات از سوی تیم ترامپ محدود باقی مانده است. با این حال، نتانیاهو نگاهی به محتوای گفتگوها ارائه داده است.

نتانیاهو اظهار داشت: «سه بار با رئیس‌جمهور منتخب دونالد ترامپ صحبت کرده‌ام. اینها گفتگوهای خوبی و بسیار مهمی بودند. هدف از این گفتگوها تقویت بیشتر اتحاد قوی بین اسرائیل و ایالات متحده بود. ما در همه جنبه‌ها تهدید ایران و خطراتی که به همراه دارد را از یک دیدگاه می‌بینیم. علاوه بر این، فرصت‌های بزرگی را در زمینه‌های صلح و گسترش برای اسرائیل می‌بینیم.»

نقاط مشترک و اولویت‌های استراتژیک گفتگوها بین ترامپ و نتانیاهو به نظر می‌رسد که بر دو موضوع اصلی متمرکز هستند: تهدید ایران و مسیر اسرائیل در میانه‌ درگیری‌های جاری. تکرار این تماس‌ها – سه مکالمه در پنج روز – نشان می‌دهد که نتانیاهو توجه ترامپ را به خود جلب کرده و سوال اینجاست که آیا ترامپ از دستورکار کامل نتانیاهو حمایت خواهد کرد؟

در دوران قبلی ریاست جمهوری ترامپ، روابط ایالات متحده و اسرائیل به‌طور قابل توجهی قوی بود. او نقشی کلیدی در میانجیگری توافقنامه ابراهیم داشت که به عادی‌سازی روابط اسرائیل با چند کشور عربی انجامید و همچنین سفارت ایالات متحده را از تل‌آویو به اورشلیم منتقل کرد. ترامپ همچنین از توافق هسته‌ای ایران خارج شد و تصمیم خود را بر اساس اطلاعات نتانیاهو اتخاذ کرد. به‌طور قابل‌پیش‌بینی، نظرسنجی‌ها نشان داد که ۷۰ درصد از اسرائیلی‌ها از بازگشت ترامپ به قدرت حمایت می‌کنند، و این بازتابی از انتظارات امیدوارانه برای تداوم سیاست‌ها است.

جنگ غزه و پیچیدگی‌های منطقه‌ای علی‌رغم خوش‌بینی نسبت به تأثیر ترامپ، شرایط فعلی چالش‌های جدیدی را به همراه دارد. خاورمیانه از دوره اول ریاست جمهوری او تغییر کرده است. اسرائیل درگیر جنگ در غزه است و همچنین عملیات نظامی در لبنان دارد. این واقعیت با موضع ضد جنگ ترامپ در تضاد است؛ او اغلب عنوان کرده که جنگ‌ها هزینه‌بر هستند و بر مشارکت محدود ایالات متحده در درگیری‌های خارجی تأکید کرده است. گزارش‌ها حاکی از آن است که ترامپ به نتانیاهو توصیه کرده است که جنگ غزه را به سرعت به پایان برساند تا از یک درگیری طولانی مدت جلوگیری کند.

این توصیه نتانیاهو را در یک موقعیت دشوار قرار می‌دهد. اولویت او نابودی حماس است، هدفی که به احتمال زیاد با توجه به ترکیب سیاسی ائتلاف او که تحت تأثیر احزاب راست‌گرای افراطی است، کنار نخواهد گذاشت. نتانیاهو باید خطرات را ارزیابی کند: پذیرش پیشنهاد ترامپ برای پایان سریع جنگ می‌تواند رهبری او را تضعیف کند، اما ادامه درگیری ممکن است روابط ایالات متحده و اسرائیل را تحت تأثیر قرار دهد.

فشار بایدن برای راه‌حل دولت فعلی جو بایدن نیز خواستار پایان دادن به خصومت‌ها است. او قرار است با رئیس‌جمهور اسرائیل در کاخ سفید دیدار کند تا در مورد جنگ غزه و عملیات در لبنان گفتگو کند. گزارش‌ها نشان می‌دهد که بایدن مشتاق به ایجاد آتش‌بس و آغاز مذاکرات است، اگرچه همکاری اسرائیل در این زمینه نامشخص است.

نقش قطر در پشت صحنه یکی از شرکت‌کنندگان مهم و در عین حال ساکت‌تر در این سناریو قطر است که به‌طور تاریخی به‌عنوان واسطه بین اسرائیل و حماس عمل کرده است. اخیراً قطر مذاکرات آتش‌بس را به حالت تعلیق درآورده و اعلام کرده که تنها زمانی آنها را از سر می‌گیرد که هر دو طرف تعهد واقعی نشان دهند. اگرچه جزئیات کم است، گزارش‌ها حاکی از آن است که این تعلیق تحت تأثیر فشار واشنگتن بر قطر برای محدود کردن فعالیت‌های حماس در دوحه بوده است. همچنین شایعاتی در مورد توافقی وجود داشت که در آن قطر حماس را به بستن دفتر سیاسی خود در این کشور تشویق کند – ادعایی که قطر آن را نادرست دانسته است.

راه پیش رو دولت بایدن مشتاق است تا به این درگیری پایان دهد، اما مقاومت نتانیاهو در برابر سازش، اوضاع را پیچیده کرده است. در همین حال، ترامپ، که احتمالاً خود را برای بازگشت به ریاست جمهوری آماده می‌کند، به نظر می‌رسد آماده است تا با این مسائل به‌طور مستقیم برخورد کند. ماه‌های آینده برای آینده ژئوپلیتیکی غرب آسیا تعیین‌کننده خواهد بود و احتمالاً استراتژی‌ها و اتحادهای جدیدی را شکل خواهد داد.

 

بازگشت شکوهمند: ترامپ ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ را دوباره به دست آورد

0

دونالد ترامپ به آنچه بسیاری غیرممکن می‌پنداشتند دست یافت: بازگشت به ریاست‌جمهوری در یک پیروزی تاریخی و دراماتیک. او با غلبه بر مجموعه‌ای از موانع دشوار از جمله نظرسنجی‌های تنگاتنگ، چالش‌های حقوقی، و روایت‌های رسانه‌ای شک‌برانگیز انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ ایالات متحده را به‌طور قاطع برد. با کسب بیش از ۵۱ درصد آرا و بیش از ۳۰۰ رأی کالج انتخاباتی، نه تنها کاخ سفید را بازپس گرفت بلکه این کار را با یک مأموریت تجدیدشده انجام داد. پیروزی او یکی از چشمگیرترین بازگشت‌های سیاسی آمریکا را رقم می‌زند و با رهبران گذشته که پس از شکست به قدرت بازگشتند مقایسه می‌شود.

غلبه بر نظرسنجی‌ها و پیش‌بینی‌ها

در آستانه انتخابات، بیشتر نظرسنجی‌های ملی برای کاندیدای دموکرات، کامالا هریس، نشان می‌دادند. تحلیلگران پیش‌بینی یک رقابت نزدیک و متکی بر ایالت‌های سرنوشت‌ساز مانند پنسیلوانیا، میشیگان و آریزونا را داشتند. اما ترامپ برخلاف این پیش‌بینی‌ها پیروزی‌هایی در تمام میدان‌های نبرد کلیدی به دست آورد، پایگاه‌های سنتی جمهوری‌خواهان را تقویت کرد و رای‌دهندگان مردد را به خود جذب کرد. برای اولین بار در دوران سیاسی خود، ترامپ هم رأی عمومی و هم کالج انتخاباتی را برد موفقیتی که در سال ۲۰۱۶ وقتی که هیلاری کلینتون برتری در آرا داشت از او دور ماند.

این نقشه نتایج انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده را نشان می‌دهد که در آن دونالد ترامپ با 301 رأی الکترال و 50.7 درصد از آرای عمومی برنده شده و کامالا هریس با 226 رأی الکترال و 47.7 درصد از آرای عمومی در جایگاه دوم قرار گرفته است.

زمینه تاریخی: بازگشتی که از زمان کلولند دیده نشده بود

فقط یک رئیس‌جمهور در تاریخ ایالات متحده، گروور کلولند، توانسته پس از شکست انتخاباتی به کاخ سفید بازگردد و به عنوان رئیس‌جمهور بیست‌ودوم و بیست‌وچهارم در اواخر قرن نوزدهم خدمت کند. در دوران معاصر، نامزدهای شکست‌خورده ریاست‌جمهوری معمولاً از صحنه سیاسی کنار می‌روند یا نقش‌های مشاوره‌ای را بر عهده می‌گیرند. اما ترامپ این الگو را شکست. پس از شکست در ۲۰۲۰ و نبردهای حقوقی و سیاسی بعدی، از جمله تلاش ناموفق برای اعتراض به نتایج، او سه سال را صرف تقویت پایگاه حمایتی خود، مدیریت اختلافات داخلی حزب و برنامه‌ریزی برای حرکت بعدی کرد.

گروور کلیولند (1837-1908)، که به عنوان رئیس‌جمهور بیست‌ودوم و بیست‌وچهارم ایالات متحده خدمت می‌کرد، به‌عنوان یک اصلاح‌طلب سیاسی شناخته می‌شد.

شب پیروزی انتخابات

در شب انتخابات، ترامپ و حامیانش در مرکز همایش‌های فلوریدا گرد هم آمدند. با اعلام نتایج، فضای حاکم از انتظار به جشن تغییر کرد، زیرا مسیر پیروزی ترامپ مشهود شد. ترامپ به‌شیوه‌ای خاص خود، قبل از رسانه‌های اصلی، پیروزی را اعلام کرد و در میان اعضای خانواده، متحدان قدرتمندی مانند ایلان ماسک و مجموعه‌ای از حامیان که از دنیای تجارت، رسانه و ورزش می‌آمدند به صحنه رفت.

“بسیاری به من گفته‌اند که خداوند به دلیلی جان مرا حفظ کرده و آن دلیل نجات کشور ما و بازگرداندن عظمت به آمریکا بوده است”، ترامپ اعلام کرد. او بر تعهد خود برای حفظ امنیت مرزها، احیای اقتصاد و دعوت به وحدت ملی تاکید کرد نکته‌ای نادر از آشتی در سخنانش.

دونالد ترامپ همراه با همسرش، ملانیا ترامپ، در شب انتخابات و با تأیید پیروزی او در مرکز کنوانسیون شهرستان پالم بیچ، در وست پالم بیچ، فلوریدا، چهارشنبه ۶ نوامبر ۲۰۲۴ حضور داشتند.

شکست دموکرات‌ها

در حالی که ترامپ جشن می‌گرفت، مراسم انتخاباتی کامالا هریس در واشنگتن دی.سی. به سمتی ناامیدکننده رفت. این شب که ابتدا با خوش‌بینی همراه بود، با آشکار شدن نتایج به تصویر تیره‌ای تبدیل شد. با کسب بیش از ۳۰۰ رأی کالج انتخاباتی توسط ترامپ، هریس تنها به ۲۲۴ رأی دست یافت. شکست به ریاست‌جمهوری محدود نشد، زیرا پیش‌بینی‌های اولیه نشان داد حزب دموکرات اکثریت خود در کنگره را نیز از دست خواهد داد.

کامالا هریس، معاون رئیس‌جمهور، در روز چهارشنبه، ۶ نوامبر ۲۰۲۴، در دانشگاه هاوارد واقع در واشنگتن، دی‌سی، سخنرانی پذیرش شکست خود در انتخابات ریاست‌جمهوری ۲۰۲۴ را ایراد کرد.

 

چرخش کنگره به سمت راست

بازگشت حزب جمهوری‌خواه، معروف به “حزب بزرگ قدیمی” (GOP)، به رقابت ریاست‌جمهوری محدود نشد. از ۳۴ کرسی سنا که در دسترس بود، حزب جمهوری‌خواه توانست چندین سناتور دموکرات را از قدرت خارج کند و برای اولین بار از سال ۲۰۲۱ کنترل سنا را به دست آورد. در همین حال، مجلس نمایندگان همچنان در حال شمارش آرا بود اما به نظر می‌رسید به سمت جمهوری‌خواهان متمایل باشد و نشانه‌ای از پیروزی کامل GOP در قوه مجریه و مقننه باشد.

خلق و خو و استراتژی

دوره اول ریاست‌جمهوری ترامپ با درگیری مشخص شد نبرد با رسانه‌ها، روابط پرتنش با کنگره و چالش‌های حقوقی فراوان نسبت به اقدامات اجرایی‌اش. بازگشت او سوالاتی را در مورد اینکه آیا رویکردی پخته‌تر و استراتژیک‌تر اتخاذ خواهد کرد یا همان سبک رهبری قطبی‌کننده‌اش را تکرار خواهد کرد، به وجود می‌آورد. تا کنون، سخنرانی‌های انتخاباتی او نشان می‌دهند که ممکن است به همان سخنان آشنا بازگردد و وعده داده است که در پیگیری برنامه‌های خود کوتاه نیاید.

اولویت‌های سیاستی

تمرکز اصلی دوره جدید ترامپ استقلال انرژی و حمایت اقتصادی است. شعار او “حفاری، فقط حفاری” نشان‌دهنده تعهد به افزایش تولید نفت داخلی برای مقابله با تورم و کاهش قیمت سوخت است. تغییر بزرگ دیگر شامل معرفی تعرفه‌های فراگیر است: تعرفه پیشنهادی ۱۰ درصدی بر تمامی واردات و تعرفه تهاجمی ۶۰ درصدی بر کالاهای چین که کارشناسان هشدار می‌دهند ممکن است باعث تورم و پیامدهای اقتصادی شود.

اصلاحات مهاجرتی همچنان اولویت اصلی است، به طوری که ترامپ برنامه‌هایی برای اخراج‌های دسته‌جمعی و استفاده از قانون مهجور سال ۱۷۹۸ برای تسهیل این اقدام دارد. اگر این سیاست پیگیری شود، احتمالاً با موانع حقوقی و چالش‌های لجستیکی روبرو خواهد شد. علاوه بر این، ترامپ قصد دارد برخی از عناصر قانون مراقبت مقرون به صرفه (اوباماکر) را لغو کند، محدودیت‌های اخیر بر اسلحه را معکوس کند و بودجه پروژه‌های آب و هوایی، از جمله یارانه‌های خودروهای الکتریکی را کاهش دهد.

تغییرات در تیم و اتحادها

دایره داخلی ترامپ در دوره جدید ممکن است به طور قابل توجهی با دوره قبلی تفاوت داشته باشد. در حالی که ایوانکا ترامپ و جرد کوشنر در دوره اول حضور قابل توجهی داشتند، در کمپین ۲۰۲۴ غایب بودند. در عین حال، افرادی مانند ایلان ماسک که ترامپ در شب انتخابات به‌خاطر کمک‌هایش به صنعت آمریکا از او تقدیر کرد، ممکن است نقش‌های موثری ایفا کنند. نام مهم دیگر رابرت اف. کندی جونیور است که ترامپ ممکن است او را به یک سمت کلیدی در حوزه سلامت عمومی منصوب کند حرکتی که با تردید رئیس‌جمهور نسبت به سیاست‌های مرسوم بهداشت عمومی همخوانی دارد.

 

آزار قومی، خشونت جنسیتی و استثمار کودکان: گزارش سازمان ملل حاکی از حکومت وحشت طالبان

0

 ریچارد بنت، گزارشگر ویژه سازمان ملل در امور حقوق بشر افغانستان، در آخرین گزارش خود، شرایط نگران‌کننده و نقض گسترده حقوق بشری را که میلیون‌ها نفر تحت حکومت طالبان با آن مواجه هستند، تشریح کرده است. این گزارش که بخشی از گزارش سالانه کمیسر عالی حقوق بشر سازمان ملل است، به نقض سیستماتیک حقوق بشر، به ویژه در مورد زنان، کودکان و اقلیت‌های قومی و مذهبی از جمله جامعه هزاره‌ می‌پردازد.

گزارش بنت نمایی جامع از مسائل جاری در افغانستان ارائه می‌دهد و بر ادامه محرومیت از حقوق و آزادی‌های اساسی برای زنان و دختران، تبعیض قومیتی و مذهبی، و افزایش هدف‌گیری گروه‌های آسیب‌پذیر تأکید دارد.

سرکوب سیستماتیک حقوق زنان

این گزارش به شدت سیاست‌های طالبان را محکوم می‌کند که تبعیض را نهادینه کرده و آزادی‌های اساسی زنان را نقض می‌کند. ممنوعیت اخیر کار زنان افغانستان در سازمان ملل و نهادهای غیردولتی تأثیرات جدی بر وضعیت اجتماعی و اقتصادی جامعه داشته است. بنت تاکید دارد که این سیاست‌ها علاوه بر تبعیض‌آمیز بودن، نظامی از طرد اجتماعی ایجاد می‌کند که «باید وجدان انسانی را به لرزه درآورد.» این سیاست‌ها همچنین تلاش‌های بین‌المللی را برای ارائه کمک‌های انسانی به زنان و خانواده‌های نیازمند مختل کرده و بحران انسانی در افغانستان را تشدید کرده است.

قانون موسوم به «امر به معروف و نهی از منکر» طالبان یکی از نقاط محوری این گزارش است، زیرا سیاست‌های تبعیض‌آمیز علیه زنان را دربرمی‌گیرد و آزادی، اشتغال و دسترسی به آموزش آن‌ها را محدود می‌کند. به گفته بنت، این قانون می‌تواند به آزار جنسیتی تعبیر شود که نقض قوانین بشردوستانه بین‌المللی است. او خواستار لغو فوری چنین مقررات سرکوبگرانه شده و بر لزوم ایجاد نظام آموزشی فراگیر و عادلانه‌ای تأکید دارد که به دختران در تمام سنین حق آموزش دهد، حقی که رژیم طالبان به شدت مانع آن شده است.

تبعیض قومی و مذهبی علیه جامعه هزاره‌ها

گزارش بنت همچنین وضعیت اقلیت‌های قومی و مذهبی افغانستان، به ویژه جامعه هزاره‌ها را که با خشونت و تبعیض سیستماتیک مواجه هستند، برجسته می‌کند. حوادثی که هزاره‌ها را هدف قرار می‌دهند، بی‌توجهی طالبان به حقوق و امنیت گروه‌های اقلیت را نشان می‌دهد. این تبعیض قومی و مذهبی بخشی از به حاشیه راندن سیستماتیک است که مانع از مشارکت این جوامع در زندگی اجتماعی، سیاسی و اقتصادی شده و آن‌ها را از خدمات اساسی محروم می‌کند.

گزارش از سیاست‌های طالبان که مانع از دستیابی هزاره‌ها و سایر جوامع محروم به نمایندگی برابر می‌شود، انتقاد کرده و از طالبان می‌خواهد تا قوانین و اقدامات بدون تبعیضی را تضمین کنند که مشوق شمولیت و نه طرد باشد.

خشونت علیه کودکان و استثمار گروه‌های آسیب‌پذیر

موضوع خشونت علیه کودکان، از جمله رویه ناپسند بچه‌بازی (بردگی جنسی پسران)، ازدواج‌های زودهنگام و اجباری و سایر اشکال خشونت جنسی و جنسیتی، در این گزارش به شدت محکوم شده است. کودکان در افغانستان، به ویژه کودکان دختر از جوامع محروم، با ازدواج اجباری، محدودیت دسترسی به آموزش و فقر شدید مواجه هستند.

گزارش بنت بر مسئولیت طالبان و بازیگران بین‌المللی در حفاظت از کودکان در برابر سوءاستفاده و استثمار تأکید کرده و خواستار اقدامات مسئولانه‌تری برای پایان دادن به مصونیت از مجازات عاملان این سوءاستفاده‌ها است. او بر ضرورت وجود یک چارچوب قانونی که از حقوق کودکان طبق قوانین بین‌المللی محافظت کند، تأکید دارد.

سرکوب گسترده و نقض آزادی بیان

مدافعان حقوق بشر، خبرنگاران و فعالان رسانه‌ای، به ویژه زنان، با تهدیدات مداوم، آزار و بازداشت‌های خودسرانه مواجه هستند. طالبان مجموعه‌ای از محدودیت‌ها را اعمال کرده که آزادی بیان و انجمن را نقض می‌کند و مانع از آن می‌شود که خبرنگاران و فعالان مدنی در برابر نقض‌های حقوق بشری اعتراض کنند. حمله‌های مکرر به سازمان‌های غیردولتی و گروه‌های جامعه مدنی، از جمله سازمان‌های حقوق زنان، به امری عادی تبدیل شده است.

گزارشگر ویژه از جامعه بین‌المللی می‌خواهد تا از جامعه مدنی افغانستان، به ویژه کسانی که در زمینه حقوق زنان و حقوق بشر فعالیت می‌کنند، حمایت کرده و بستری برای شنیدن صدای افغان‌ها فراهم کنند. این حمایت برای مقابله با تلاش‌های سیستماتیک طالبان برای خاموش کردن اعتراض‌ها و حمایت از حقوق ضروری است.

نقش جامعه بین‌المللی در تضمین مسئولیت‌پذیری

گزارش بنت بر نیاز فوری به یک فرایند صلح و آشتی به رهبری افغان‌ها که شامل نمایندگی معنادار زنان، جوانان و جوامع محروم باشد، تأکید دارد. نقش جامعه بین‌المللی در حمایت از مسئولیت‌پذیری، ارائه کمک‌های بشردوستانه و تضمین حفاظت از حقوق بشر در افغانستان بسیار حیاتی است. بنت از سازمان ملل و اعضای آن می‌خواهد تا اقدامات قاطعانه‌ای برای وادار کردن طالبان به اتخاذ سیاست‌هایی که حقوق بشر بین‌المللی را محترم بشمارند، انجام دهند.

علاوه بر این، گزارش بر اهمیت حمایت مالی و سیاسی از سازمان‌های حقوق زنان افغانستان تأکید کرده و خواستار اقدامات بین‌المللی برای پاسخگویی به نیازهای انسانی در افغانستان است. او توصیه می‌کند که تمام کمک‌ها از طریق کانال‌های مستقل ارائه شود تا امنیت و سلامت جمعیت‌های آسیب‌پذیر بدون دخالت طالبان تضمین گردد.

تعهد به عدالت و جبران خسارت

گزارش بر لزوم عدالت و جبران خسارت برای قربانیان نقض‌های گسترده حقوق بشر برای دستیابی به صلح و آشتی پایدار تأکید دارد. بنت خواستار تحقیقات جامع و مستقل درباره این نقض‌ها، با تمرکز بر عدالت جنسیتی و قربانی‌محور شده و بر اهمیت حفظ مدارک، تضمین مسئولیت‌پذیری عاملان و فراهم آوردن عدالت برای قربانیان تأکید دارد.

گزارش ریچارد بنت به سازمان ملل بر وضعیت وخیم حقوق بشر در افغانستان تحت حکومت طالبان تأکید دارد. یافته‌های او از رژیمی پرده برمی‌دارد که به طور فعال حقوق مردم خود، به ویژه زنان، کودکان و جوامع اقلیت را نقض می‌کند. جامعه بین‌المللی در لحظه‌ای حساس قرار دارد که باید حمایت خود را از حقوق بشر در افغانستان تقویت کرده و طالبان را به اجرای تغییراتی همسو با استانداردهای بین‌المللی وادار کند و برای کرامت، امنیت و آزادی‌های اساسی مردم افغانستان تلاش کند.

 

هنرهای نمایشی هزارگی: داستان‌های از استقامت و ابراز هویت

0
⁠از راست به چپ: زهرا فکوری در نقش همسر برادر مای تابو، مهناز شجاعی در نقش مای تابو، کامله نبی‌زاده در نقش مادر مای تابو در درام مای تابو (۲۲ می ۲۰۲۴)

مردم هزاره یکی از بزرگترین گروه‌های قومی افغانستان هستند که عمدتاً در مناطق هزارستان در مرکز افغانستان سکونت دارند. تاریخ این قوم سرشار از تلاش برای بقا بوده است، به‌ویژه پس از نسل‌کشی قوم هزاره (۱۸۹۲-۱۹۰۱) در دوران حکومت عبدالرحمان که بسیاری از آنها را مجبور به فرار به کشورهای همسایه مانند ایران و هند بریتانیا (پاکستان امروزی) کرد. یکی از شهرهایی که هزاره‌ها در آن پناه بردند و به تدریج جامعه‌ای پویا ایجاد کردند، کویته در پاکستان امروزی بود. با وجود قرن‌ها آزار و اذیت، تبعیض سیستماتیک، و حتی جرم‌انگاری ابراز هنری، مردم هزاره توانسته‌اند میراث فرهنگی خود را حفظ کنند، از جمله احیای هنرهای نمایشی هزارگی و تکامل آن.

برای دهه‌ها، مردم هزاره، به‌ویژه زنان هزاره، تحت سرکوب شدید قرار گرفتند. از اواخر قرن نوزدهم، زمانی که عبدالرحمان کارزار نسل‌کشی علیه هزاره‌ها را به راه انداخت، آنها از حقوق اساسی انسانی و فرصت‌های اجتماعی محروم شدند. زنان این قوم بر اساس قومیت و هویت مورد تبعیض قرار گرفتند و به خشونت‌های جنسی مانند بردگی و تجاوزهای جنسی روبرو شدند. در مقابل چنین شرایطی، روح خلاق هزاره‌ها به سختی زنده ماند، اما ابراز آن در ملاءعام خطرناک بود. هنرمندان هزاره که جرأت به نمایش گذاشتن هنر خود را داشتند، با پیامدهای سنگینی مواجه می‌شدند. هنرمندانی مانند آوازه‌خوان مشهور، آبی میرزا (دل‌آرام آغی)، زندانی شدند و دیگران ساکت یا مجبور به فرار شدند.

با این حال، دهه ۱۹۷۰ نقطه عطفی بود. رادیو پاکستان کویته اولین برنامه هزارگی راه‌اندازی کرد. این برنامه، علاوه بر پخش موسیقی هزارگی، با اجرای برنامه های اجتماعی به حل مشکلات اجتماعی این مردم نیز می‌پرداخت.این برنامه در میان جامعه هزاره در کشورهای منطقه افزون بر پاکستان در ایران و افغاستان نیز شنوندگان فراوان پیدا کرده بود. این اقدام تاریخی به جامعه هزاره اجازه داد تا صدای فرهنگی خود را بلند کند. برای اولین بار، آوازه‌خوان‌های هزاره پلتفرمی برای نمایش موسیقی خود به زبان مادری‌شان پیدا کردند. این برنامه دریچه‌ای به دوره جدیدی گشود و هنرمندان هزاره را تشویق کرد تا با وجود چالش‌ها، به دنبال هنر آواز و نمایش باشند.

از راست به چپ: نسیم جاوید، حسین علی یوسفی و لیاقت علی چنگیزی در نقش میندر در درام (۱۹۸۹)

با این حال، در دهه ۱۹۸۰، با همکاری سازمان «تنظیم نسل نو هزاره مغول»، فعالیت‌های اجتماعی هزاره‌ها در شهر کویته، پاکستان، سرعت بیشتری یافت و نقش مهمی در ترویج موسیقی هزارگی و توسعه تئاتر و نمایش‌های صحنه‌ای ایفا کرد. برگزاری کنسرت‌های آوازخوانی با همراهی ساز سنتی هزارگی دمبوره بیشتر به چشم آمد و هنرمندانی چون سرور سرخوش و صفدر توکلی به نمادهای موسیقی هزارگی تبدیل شدند. همچنین، تولیداتی همچون «میندر خنتوما» که به نامادری مغرور اشاره دارد، «الخاتو» که به بلاها و مصائب می‌پردازد، و «خالق شهید» که به خالق خان هزاره اشاره می کند، آغازگر فصل تازه‌ای در هنرهای نمایشی هزارگی بودند. هرچند این اجراها در مقیاس کوچکی انجام می‌شدند، اما تحولی مهم در رساندن صدای هزاره‌ها به شمار می‌رفتند.

نکته جالب این است که اولین نمایش روی صحنه «میندر خنتوما» با بازی لیاقت علی چنگیزی، یک بازیگر مرد که نقش زن را ایفا کرد، به دلیل فشارهای اجتماعی محافظه‌کارانه آن زمان که زنان را از مشارکت در اجراهای عمومی منع می‌کرد، به صحنه رفت. با این حال، صحنه برای تغییر آماده بود و با گذشت زمان، زنان شروع به گرفتن جایگاه شایسته خود در هنر هزارگی کردند و فیلم داستانی به نام «شکست شب» برای اولین بار بازیگران زن را معرفی کرد و موانع جنسیتی عمیق را شکست.

سایه آپارتاید جنسیتی همواره بر سر زنان هزاره سنگینی کرده و هیچ رژیمی به شدت طالبان این را تحمیل نکرده است. به قدرت رسیدن طالبان باعث اعمال تبعیض جنسیتی شدید، منع زنان از زندگی اجتماعی و محدودیت‌های شدید بر ابراز هنری شد. با این حال، علی‌رغم این محدودیت‌ها، تعهد جامعه هزاره به حفظ هنر و فرهنگشان هرگز متزلزل نشد.

⁠از راست به چپ: زهرا فکوری در نقش همسر برادر مای تابو، مهناز شجاعی در نقش مای تابو، کامله نبی‌زاده در
نقش مادر مای تابو در درام مای تابو (۲۲ می ۲۰۲۴)

امروزه، با گسترش فناوری و رسانه‌های اجتماعی و پلتفرم‌های دیجیتال، دامنه هنرهای نمایشی هزارگی فراتر از مرزها در حال گسترش است و به منابعی از افتخار تبدیل شده است. هنرمندان هزاره، از جمله یوتیوبرها، از این پلتفرم‌ها بهره‌مند شده‌اند و محتوایی خلق کرده‌اند که با مخاطبان محلی و جهانی همخوانی دارد. کانال «پیپل مدیا» یا رسانه مردم در یوتیوب به دلیل تولید درامه‌های کوتاه که فرهنگ، مبارزات و پیروزی‌های جامعه هزاره را بازتاب می‌دهد، محبوبیت یافته است. از جمله آثار برجسته آنها سریال «مای تابو» یا ماه ماه تابو است که تصویر عمیقاً احساسی از زندگی و فرهنگ سنتی در جامعه هزاره را به نمایش می‌گذارد. یکی دیگر از آثار موفق اخیر «دختر یتیم بی‌سرنوشت» است که بازی قدرتمند بازیگر کودک، نیلوفر سلطانی، را در به تصویر کشیدن سختی‌ها و استقامت به نمایش گذاشته و با بسیاری همدردی برانگیخته است.

⁠نیلوفر ابراهیمی در نقش دختر یتیم در درام یتیمان بی‌سرنوشت (۱۶ کتبر ۲۰۲۴)

این پلتفرم‌های دیجیتال به هنرهای نمایشی هزارگی اجازه داده‌اند که حتی در میان سرکوب، به شکوفایی خود ادامه دهند. هنرمندانی مانند بانو کامله نبی‌زاده، که اغلب نقش‌های مادرانه را به تصویر می‌کشد، و جوانی هادی شرزاد، که به خاطر آوازهای فولکلور هزارگی مشهور است، به چهره‌های تأثیرگذار در چشم‌انداز فرهنگی تبدیل شده‌اند. از طریق اجراهایشان، آنها نه تنها مخاطبان را سرگرم می‌کنند، بلکه میراث فرهنگی غنی هزارگی را نیز حفظ می‌کنند که نسل‌های آینده را الهام می‌بخشد.

داستان هنرهای نمایشی هزارگی، داستانی از مقاومت و استقامت در برابر ناملایمات اجتماعی است. از آغازهای فروتنانه در سالن‌های کوچک تئاتر شهر کویته تا حضور رو به رشد هنرمندان هزاره در عرصه دیجیتال امروزی، مردم هزاره ثابت کرده‌اند که هیچگونه سرکوبی نمی‌تواند قدرت هنر را خاموش کند. این سفر نشانگر قوت جامعه‌ای است که با وجود مشکلات بی‌شمار، همچنان راهی برای ابراز هویت و انسانیت خود از طریق هنر پیدا می‌کند.

⁠نسیم جاوید در روی صحنه در درام باکول سروری (۱۹۸۸)

حقوق زنان و دختران زیر حکمرانی طالبان؛ سه سال محرومیت و رویاهای بر باد رفته

0

 

کابل – سه سال پس از بازگشت طالبان به قدرت در افغانستان، زنان و دختران این کشور با محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای مواجه شده‌اند که نه‌تنها دسترسی آن‌ها به آموزش و اشتغال را محدود کرده، بلکه مشارکت اجتماعی و حضور در عرصه عمومی را نیز به شدت کاهش داده است. کارشناسان حقوق بشر می‌گویند وضعیت کنونی، بحرانی است که آینده اجتماعی و اقتصادی افغانستان را در گرو خود قرار داده است.

آمار و واقعیت‌های آموزشی و شغلی

یکی از بارزترین نمودهای بحران اجتماعی و محدودیت‌های اعمال‌شده توسط طالبان، در حوزه آموزش و اشتغال زنان مشاهده می‌شود. گزارش‌های سازمان‌های بین‌المللی و نهادهای حقوق بشری نشان می‌دهد که بیش از سه میلیون دختر افغان از ادامه تحصیل در مقاطع متوسطه و بالاتر محروم شده‌اند. بسیاری از مدارس و دانشگاه‌ها به روی دانش‌آموزان و دانشجویان دختر بسته شده‌اند و در مواردی که صنف‌ها هنوز برگزار می‌شوند، قوانین جدید باعث شده است تدریس به‌طور غیررسمی، محدود و با امکانات ناکافی انجام شود. این محدودیت‌ها نه تنها دسترسی به آموزش را کاهش داده، بلکه آینده تحصیلی و حرفه‌ای نسل‌های آینده را نیز در معرض تهدید جدی قرار داده است.

در زمینه اشتغال نیز وضعیت مشابهی برقرار است. سازمان‌های حقوق بشری گزارش کرده‌اند که بیش از ۵۰ درصد زنان شاغل در بخش‌های دولتی و خصوصی به‌طور عملی خانه‌نشین شده‌اند. محدودیت‌ها شامل ممنوعیت کار زنان در برخی نهادها، الزام به همراه داشتن محرم در رفت‌وآمدها و اعمال قوانین سخت‌گیرانه حجاب و حضور در محیط‌های کاری است. این قوانین و محدودیت‌ها عملاً مانع حضور زنان در محیط کار می‌شوند و علاوه بر تضعیف استقلال اقتصادی زنان، کل جامعه را از توان و مهارت‌های آنان محروم می‌سازد.

پیامد این محرومیت‌ها فراتر از زنان است؛ اقتصاد کشور با کاهش مشارکت نیروی کار زن، افت بهره‌وری و افزایش فشار بر خانواده‌ها مواجه شده است. همچنین، محرومیت دختران از تحصیل، شکاف جنسیتی در آموزش و مهارت‌ها را تشدید می‌کند و نسل‌های آینده را با محدودیت‌های جدی برای ورود به بازار کار و مشارکت فعال در جامعه روبه‌رو می‌سازد. به این ترتیب، بحران آموزشی و شغلی زنان نه تنها یک مسئله حقوق بشری، بلکه یکی از موانع اصلی توسعه پایدار و بازسازی اقتصادی افغانستان است..

 

 روایت‌های انسانی؛ از مکاتب تا منازل

 

بحران آموزش و محدودیت‌های اجتماعی در افغانستان، تنها یک مسئله آماری یا حقوق بشری نیست؛ این وضعیت چهره‌ای انسانی و شخصی نیز دارد که در تجربه روزمره دانشجویان، دانش آموزان و اساتید زن نمود می‌یابد. روایت‌ها و تجربه‌های فردی نشان می‌دهد که چگونه تصمیمات سیاسی و محدودیت‌های اجباری بر زندگی، امید و سلامت روان نسل‌های آینده تأثیر گذاشته است.

سارا، ۲۰ ساله و دانشجوی دانشگاه کابل، وضعیت خود را چنین توصیف می‌کند:

قبل از بازگشت طالبان، می‌توانستم رشته تحصیلی دلخواه خودم را دنبال کنم و امیدوار به آینده‌ای روشن باشم. حالا دانشگاه‌‌ها بسته‌اند و من نمی‌دانم چه بر سر آینده و زندگی ما خواهد آمد.

این سخنان، نمونه‌ای از ناامیدی گسترده میان دانشجویان دختر است که با بسته‌شدن دانشگاه‌ها و محدودیت‌های تحصیلی، نه تنها فرصت یادگیری بلکه امکان برنامه‌ریزی برای آینده را از دست داده‌اند. پیامد این محرومیت، احساس شکست، اضطراب و سردرگمی است که بسیاری را به ترک تحصیل یا حتی مهاجرت مجبور کرده است.

محدودیت‌ها بر استادان زن نیز اثرات شدیدی گذاشته است. لیلما، آموزگار یکی از مکاتب غرب کابل، می‌گوید:

مکتب ما برای دختران صنف بالاتر بسته شده است. بسیاری از همکارانم خانه‌نشین شده‌اند و ترس از مجازات ما را از تدریس باز می‌دارد، بعضی از همکارانم بخاطر مشکلات معیشتی ناشی از محرومیت کاری دچار مشکلات اقتصادی و استرس و تکلیف روانی شده اند.

این محدودیت‌ها نه تنها باعث توقف تدریس می‌شوند، بلکه سلامت روان استادان ودانشجویان و دانش آموزان دختر و خانواده‌هایشان را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهند. بسیاری از این زنان و دختران به دلیل مشکلات اقتصادی و فشار ناشی از محرومیت از کار و تحصیل و ترس از آینده نامعلوم، دچار استرس و اختلالات روانی شده‌اند. اثرات این فشارها به خانواده‌ها نیز منتقل می‌شود و چرخه‌ای از ناامیدی و اضطراب در جامعه ایجاد می‌کند.

این روایت‌های انسانی نشان می‌دهد که محدودیت‌های طالبان فراتر از سیاست و قانون است و زندگی واقعی مردم، امید و آینده نسل‌های آینده را تحت تأثیر مستقیم قرار داده است. از مکتب گرفته تا خانه، تجربه روزمره شهروندان افغان، تصویری ملموس و دردناک از تبعات تصمیمات حکومتی ارائه می‌دهد؛ تصویری که آمار و ارقام به‌تنهایی قادر به بازنمایی آن نیستند.

فعالان حقوق زنان

فعالان حقوق بشر و خبرنگاران زن، یکی دیگر از گروه‌های آسیب‌پذیر در افغانستان پس از بازگشت طالبان به قدرت هستند. ده‌ها زن فعال در حوزه‌های حقوق بشر، رسانه و مدنی مجبور شده‌اند کشور را ترک کنند یا فعالیت خود را در شرایطی بسیار محدود و در سایه تهدیدهای مداوم ادامه دهند. فضای امنیتی محدود، فقدان حمایت قانونی و خطر بازداشت یا خشونت، آن‌ها را به انتخاب میان سکوت و خطر تهدیدهای جدی واداشته است

فریده، یکی از فعالان مدنی، وضعیت خود و همکارانش را چنین توصیف می‌کند:

«ما باید بصورت ناشناس و یا در سکوت کار کنیم. کوچک‌ترین انتقاد از سیاست‌های طالبان می‌تواند باعث بازداشت یا تهدید شود.»

این سخنان نمایانگر واقعیتی است که بسیاری از فعالان با آن مواجه‌اند: هر گام کوچک در راستای دفاع از حقوق زنان یا طرح مطالبات اجتماعی می‌تواند تبعات جدی داشته باشد. در چنین شرایطی، فعالیت‌های مدنی عملاً به فعالیت‌های مخفی و محدود تبدیل شده که امکان اثرگذاری عمومی و اجتماعی به حداقل می‌رسد

پیامد این وضعیت فراتر از خود فعالان است؛ خاموشی و محدودیت صدای زنان فعال باعث می‌شود مطالبات و حقوق زنان در جامعه کمتر شنیده شود و روند بازسازی اجتماعی و مشارکت مدنی با چالش‌های جدی مواجه گردد. جامعه‌ای که صدای بخشی از فعالان آن به اجبار ساکت شده، نمی‌تواند به توسعه پایدار، عدالت اجتماعی و مشارکت فراگیر دست یابد.

 محدودیت رسانه‌ها و سرکوب صدای زنان

آزادی بیان در افغانستان به شدت محدود شده و رسانه‌ها دیگر قادر به پوشش آزادانه موضوعات حساس، به‌ویژه وضعیت زنان و دختران، نیستند. بسیاری از خبرنگاران زن یا مجبور به ترک حرفه خود شده‌اند و یا فعالیت‌هایشان در سایه تهدیدهای جدی و مداوم ادامه می‌یابد. این محدودیت‌ها شامل بسته شدن رسانه‌ها، اعمال سانسور مستقیم، فشارهای امنیتی و ترس از بازداشت یا خشونت است که فضای اطلاع‌رسانی آزاد را تقریباً غیرممکن ساخته است.

نتیجه این محدودیت‌ها، ایجاد سکوت اجباری در جامعه است. صدای زنان و دخترانی که سال‌ها بخشی از حرکت‌های اجتماعی، تحولات آموزشی و فرهنگی کشور بودند، تقریباً در عرصه عمومی خاموش شده است. نبود امکان بیان آزاد، نه تنها مانع اطلاع‌رسانی و آگاهی‌بخشی می‌شود، بلکه توان جامعه را در پیگیری حقوق زنان، اعتراض به بی‌عدالتی و مشارکت مدنی کاهش می‌دهد. این سرکوب رسانه‌ای و اجتماعی، بازتاب مستقیم سیاست‌های محدودکننده طالبان است و پیامدهای آن نسل‌های آینده را نیز تحت تأثیر قرار می‌دهد، زیرا صدای بخشی از جامعه که پیشتر محرک تغییر و تحولات مثبت بود، اکنون به اجبار خاموش شده است..

 سیاست طالبان و واکنش جامعه جهانی

سیاست‌های طالبان در قبال زنان، از دید کارشناسان، ترکیبی از نگرش‌های ایدئولوژیک و تلاش برای حفظ کنترل سیاسی بر جامعه است. این گروه بارها وعده داده‌اند که محدودیت‌ها موقتی و مطابق با شرع اسلام است، اما شواهد میدانی نشان می‌دهد که هیچ نشانه‌ای از بازگشت زنان به مشارکت کامل در آموزش، اشتغال و زندگی عمومی وجود ندارد. در عمل، قوانین و مقررات سخت‌گیرانه، اعمال محدودیت در تحصیل و کار زنان و همچنین تهدید یا بازداشت فعالان مدنی، نشانه‌هایی از استمرار سیاست‌های سرکوبگرانه است که اهداف ایدئولوژیک و سیاسی طالبان را تقویت می‌کند.

در مقابل، جامعه جهانی واکنش‌هایی رسمی و نمادین نشان داده است. سازمان‌هایی مانند سازمان ملل، اتحادیه اروپا و ایالات متحده محدودیت‌ها علیه زنان را محکوم کرده و بارها تأکید کرده‌اند که هرگونه تعامل سیاسی، اقتصادی و دیپلماتیک با طالبان مشروط به بهبود وضعیت زنان و احترام به حقوق بشر خواهد بود. با این حال، فقدان فشار عملی و مؤثر، ادامه محدودیت‌ها و عدم تحقق وعده‌ها نشان می‌دهد که تغییر سیاست‌ها هنوز در افق نزدیک رخ نخواهد داد و جامعه جهانی با یک تناقض آشکار روبه‌روست: حمایت از مردم آسیب‌دیده و در عین حال عدم توانایی یا تمایل کافی برای اعمال فشار عملی بر حکومت طالبان.

این وضعیت، ترکیبی از سرکوب داخلی و فشار محدود بین‌المللی را شکل داده است که زنان افغان را در موقعیتی آسیب‌پذیر و محروم از حقوق بنیادی نگه می‌دارد و مسیر بازگشت به مشارکت کامل اجتماعی و اقتصادی را نامطمئن و طولانی کرده است.

پیامدها؛ یک نسل محروم و اقتصاد در خطر

محدودیت‌های گسترده آموزشی و شغلی زنان تأثیر مستقیم و عمیقی بر آینده اقتصادی و اجتماعی افغانستان دارد. محرومیت دختران از ادامه تحصیل و زنان از حضور در محیط‌های کاری، نه تنها حقوق انسانی و فرصت‌های فردی را محدود می‌کند، بلکه به‌طور سیستماتیک سرمایه انسانی کشور را کاهش می‌دهد. کارشناسان هشدار می‌دهند که این روند می‌تواند منجر به «فرار مغزها»، کاهش نیروی کار ماهر و ناتوانی در توسعه بخش‌های اقتصادی حیاتی شود.

پیامدهای اقتصادی این سیاست‌ها فراتر از کوتاه‌مدت است: کاهش مشارکت زنان در بازار کار، افت تولید و بهره‌وری، افزایش فقر و نابرابری، و تضعیف توان جامعه برای بازسازی و رشد پایدار از جمله پیامدهای آن است. در سطح اجتماعی، محرومیت زنان و دختران، شکاف‌های جنسیتی را تشدید کرده و یک نسل کامل را در معرض فقدان مهارت‌های آموزشی، حرفه‌ای و اجتماعی قرار می‌دهد.

به این ترتیب، محدودیت‌های کنونی نه تنها زندگی روزمره زنان و خانواده‌های آن‌ها را تحت تأثیر قرار می‌دهد، بلکه آینده اقتصادی افغانستان را نیز در معرض خطر جدی قرار داده و امکان بازگشت به توسعه پایدار و مشارکت اجتماعی فراگیر را به شدت محدود می‌کند. پیامد این سیاست‌ها، یک نسل محروم و اقتصادی آسیب‌پذیر است که آثار آن می‌تواند تا دهه‌ها ادامه یابد.

حقوق زنان و دختران در افغانستان به یکی از شاخص‌های اصلی ارزیابی وضعیت حقوق بشر و آینده اجتماعی–اقتصادی کشور تبدیل شده است.سه سال پس از بازگشت طالبان، این گروه‌های جمعیتی به‌طور عملی از بسیاری حقوق پایه محروم شده‌اند؛ واقعیتی که هم برای مردم افغانستان و هم برای جامعه جهانی نگران‌کننده است.

 

نویسنده: م.محمدی

صعود تاریخی کریکت بازان افغانستان به نیمه نهایی جام جهانی

0
تیم ملی کریکت افغانستان با پیروزی بر بنگلادش در یک بازی نفس‌گیر برای اولین بار به نیمه‌نهایی جام جهانی کریکت راه یافت. راشد خان، کاپیتان این تیم، اعلام کرد که رسیدن به نیمه‌نهایی برای تیم افغانستان «مثل یک رویا» است.
افغانستان بازی را با توپ‌زنی آغاز کرد و تحت فشار حریف، در پنج آور اول تنها ۲۳ امتیاز کسب کرد. در پایان ۲۰ آور و با از دست دادن ۵ بازیکن، مجموعاً ۱۱۵ امتیاز (دوش) گرفت و هدف ۱۱۶ امتیازی را برای تیم رقیب تعیین کرد.
در نیمه دوم بازی و در شرایط آب و هوایی نامناسب ورزشگاه سنت وینست، بنگلادش با از دست دادن تمامی بازیکنانش به امتیاز ۱۰۵ رسید و شکست خورد.
در این مسابقه، توپ‌اندازان افغانستان درخشیدند. نوین‌الحق با عملکرد موفق خود توانست چهار بازیکن حریف، به‌ویژه دو نفر آخر، را حذف کند و به عنوان بهترین بازیکن این بازی شناخته شد. راشد خان نیز توانست ۴ ویکت بگیرد و در پایان مسابقه گفت که کلمات قادر به بیان احساساتش نیستند.
گلبدین نایب و فضل‌الحق فاروقی نیز هر کدام یک ویکت از حریف گرفتند. امیرخان متقی، وزیرخارجه حکومت طالبان، با راشد خان تلفنی صحبت کرد و این پیروزی را تبریک گفت. همچنین حامد کرزی و محمداشرف غنی، رؤسای جمهور پیشین افغانستان، و دیگر چهره‌های سیاسی نیز پیام‌های تبریک در شبکه‌های اجتماعی منتشر کردند.
این برد شادی فوق‌العاده‌ای در افغانستان و در میان کاربران شبکه‌های اجتماعی ایجاد کرد. علاقمندان کریکت در جلال‌آباد، در شرق افغانستان، بازی را بر صفحه بزرگ در یک چهارراه تماشا کردند و پس از بازی به رقص و پایکوبی پرداختند.
تیم افغانستان در مرحله نیمه‌نهایی روز پنجشنبه (ساعت ۱:۳۰ صبح به وقت محلی) در ترینیداد با آفریقای جنوبی بازی می‌کند و در صورت پیروزی به فینال راه خواهد یافت. انگلیس و هند نیز دیگر مسابقه نیمه‌نهایی را برگزار می‌کنند.

حضور زنان در نشست سوم دوحه؛ از افغانها اصرار، از سازمان ملل انکار

0

به دنبال انتقادات شدید از عدم حضور زنان در نشست سوم دوحه رزا اوتونبایوا، نماینده ویژه سازمان ملل متحد از حذف زنان حمایت کرده است.
او به خبرنگاران گفته است که بدون حضور زنان افغانستان مطالبات آن‌ها از سوی نماینده‌گان ویژه ۲۲ کشور برای افغانستان در این نشست با طالبان مطرح خواهد شد.
رحمت الله نبیل رهبر حزب ملی آزادی افغانستان با خشم به این سخنان واکنش نشان داده است. او میگوید این رفتار سازمان ملل خیانت به اصول و همدستی آنان با آپارتاید جنسیتی در افغانستان است.
آقای نبیل در ایکس نوشته که ملل متحد تسلیم خواسته های طالبان شده است و حقوق اساسی بشر و آرزوهای مردم افغانستان را نادیده گرفته است.
او نوشته “زنان افغانستان با واقعیت تلخ سرکوب سیستماتیک مواجه هستند، وضعیتی که به درستی “آپارتاید جنسیتی” توصیف می‌شود. با این حال، سازمان ملل متحد در عمل با حذف زنان افغان و جامعه مدنی از گفتگوهای مهم مانند سومین نشست دوحه، در کنار طالبان قرار گرفته است. این حذف به منزله تأیید ضمنی سیاست‌های تبعیض‌آمیز طالبان است، خیانتی آشکار به منشور خود سازمان ملل”.
طالبان برای حضور در نشست قطر پیش شرط عدم حضور زنان را تعیین کرده که از سوی سازمان ملل پذیرفته شده است. زنان تحت حاکمیت طالبان اجازه کار، تعلیم و تحصیل ندارد.
علاوه با فعالان سیاسی و فرهنگی افغانستانی بسیاری از نهادهای حقوق بشری نیز نسبت به عدم حضور زنان انتقاد کرده است.
آقای نبیل که این روزها در خط مقدم اعتراضات به نشست سوم دوحه قرار گرفته خواستار تعلیق تمام تعاملات رسمی با سازمان ملل متحد از سوی دیاسپورای افغان و فعالین و مبارزین حقوق زن/ حقوق بشر افغانستان شده است. او گفته این تعلیق باید تا زمانی که سازمان ملل و رهبری آن استانداردهای دوگانه خود را نسبت به مردم افغانستان اصلاح کنند و بدون ابهام به اصول مندرج در منشور سازمان ملل پایبند باشند، ادامه یابد.
قرار است نشست سوم دوحه به میزبانی سازمان ملل و با حضور نماینده‌گان ویژه کشورها برای افغانستان از ۳۰ جون تا ۱ جولای برگزار شود.

دورهمی مخالفان طالبان در وین برای کنار گذاشتن اختلافات و ایجاد صف واحد

0
شماری از چهره‌های سیاسی مخالف حکومت طالبان برای نشستی دو روزه (۴ و ۵ تیر) در وین، پایتخت اتریش گرد هم آمده‌اند.
احمد مسعود، رهبر «جبهه مقاومت ملی» محمد محقق، رنگین دادفر اسپنتا و فضل احمد معنوی از چهره های مطرح این نشست است.
آقای سپنتا در سخنانش گفت: «وابستگی به هیچ قدرت خارجی ما را به هدف نمی‌رساند. ما باید از تجارب و اشتباهات تاریخی گذشته خود درس بگیریم.»
در خبرنامه نشست آمده است که انتظار می‌رود این گردهمایی باعث کاهش اختلافات سیاسی میان شرکت‌کنندگان شود و زمینه‌ای برای ایجاد یک دیدگاه واحد و مشترک برای آینده افغانستان فراهم کند.
در نشست‌های گذشته عمدتاً بر لزوم اتحاد نیروهای ضد طالبان، بسیج مردم و لزوم جنگ و مبارزه مسلحانه علیه طالبان تأکید شده بود.
قرار است در پایان نشست وین «تفاهم نامه‌ای» تصویب شود.
همچنین، شماری از افغان‌ها روز یکشنبه در کابل و پاریس تجمع اعتراضی به سومین نشست نمایندگان کشورها با حکومت طالبان برگزار کردند. این نشست هفته آینده به میزبانی سازمان ملل در دوحه قطر برگزار می‌شود.
معترضان در بیانیه‌ای اظهار داشتند که نشست سوم دوحه در ادامه نشست‌های ناکام صلح با طالبان برگزار می‌شود که نتیجه آن، به قدرت رسیدن طالبان در افغانستان بوده است.
بیانیه افزوده است: «اکنون، سازمان ملل و قدرت‌های دخیل در فروپاشی نظام در افغانستان، در تلاش‌اند که طالبان را به عنوان واقعیت افغانستان بپذیرند و به آن رسمیت بین‌المللی بدهند.»
در بیانیه «جنبش زنان مقتدر افغانستان» نیز آمده است: «به سازمان ملل متحد هشدار می‌دهیم که دعوت از طالبان، به معنای نادیده گرفتن اراده مردم افغانستان است.»
این جنبش از سازمان ملل و کشورها خواسته است که مسیر گفتگویشان را از طالبان به سوی مردم افغانستان تغییر دهند.
حکومت طالبان اعلام کرده است که در این نشست در روزهای ۱۰ و ۱۱ تیر شرکت می‌کند.