Home Blog Page 5

عربستان سعودی میزبان جام‌ جهانی ۲۰۳۴ شد

0

عربستان سعودی رسماً به عنوان میزبان جام جهانی فوتبال ۲۰۳۴ تأیید شد که یک دستاورد بزرگ برای سرمایه‌گذاری بلندپروازانه این پادشاهی نفت خیز در ورزش جهانی است. جیانی اینفانتینو، رئیس فیفا، این خبر را طی یک نشست آنلاین با بیش از ۲۰۰ فدراسیون عضو اعلام کرد که مورد تجلیل و انتقاد قرار گرفت.

پیشنهاد سعودی که در فرآیند انتخاب مخالفت نکرد، بر نفوذ فزاینده پادشاهی در ورزش جهانی تحت رهبری محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان تاکید می کند. پس از تایید، در ریاض آتش‌بازی و شادی فوران کرد و مقامات دولتی این تصمیم را به عنوان گامی در جهت نشان دادن مهمان‌نوازی و چشم‌انداز عربستان سعودی برای آینده تحسین کردند.

با این حال، این تصمیم انتقادهای گسترده‌ای را از سوی گروه‌های حقوق‌بشری برانگیخته است که عربستان سعودی را به “ورزش‌شویی” متهم می‌کنند. کشوری که از رویدادهای پرمخاطب برای منحرف کردن تمرکز از سوابق بحث برانگیز حقوق بشری خود استفاده می‌کند. منتقدان به قوانین محدودکننده این پادشاهی برای زنان، ممنوعیت همجنس‌گرایی و اعدام بیش از ۳۰۰ نفر در سال جاری، از جمله ۱۰۰ شهروند خارجی، اشاره می‌کنند.

سخنگوی دیده‌بان حقوق بشر گفت: «این یک تصمیم بی پروا فیفا است که جان انسان‌ها را به خطر می‌اندازد. پاداش دادن به ملتی با چنین سابقه افتضاحی در زمینه حقوق بشر، ارزش‌هایی را که فیفا ادعا می کند از آن حمایت می‌کند، تضعیف می‌کند.

این انتقاد منعکس کننده واکنشی است که قطر در آستانه جام جهانی ۲۰۲۲ با آن مواجه شد. نگرانی‌های مشابهی در مورد حقوق کار، برابری جنسیتی به شمول LGBTQ+ در آن زمان مطرح شد. با وجود این، جام جهانی قطر به‌عنوان یکی از موفق‌ترین جام‌های تاریخ مورد ستایش قرار گرفت و به دلیل دسترسی به آن برای هواداران از آسیا و آفریقا و سابقه امنیتی بدون حادثه آن تحسین شد.

عربستان سعودی اکنون با چالش ساخت هشت استادیوم جدید برای برآورده کردن الزامات فیفا روبرو است. گروه های حقوق بشر نسبت به رفتار با کارگران مهاجر، عمدتاً از جنوب آسیا، که احتمالاً این پروژه‌های ساختمانی را انجام خواهند داد، ابراز نگرانی کرده‌اند. در این زمینه میراث قطر وحشتناک است، جایی که بیش از ۶۵۰۰کارگر مهاجر در طول آماده‌سازی برای رویداد ۲۰۲۲ کشته شدند.

فیفا از تصمیم خود دفاع کرده و تاکید کرده است که فوتبال می‌تواند به عنوان یک کاتالیزور برای پیشرفت اجتماعی عمل کند. اینفانتینو با تأکید بر اینکه این مسابقات برای همه آزاد است، گفت: «میزبانی جام جهانی فرصتی برای تأثیرات مثبت حقوق بشر و پیشرفت‌های اجتماعی فراهم می‌کند.

مقامات سعودی نیز این احساس را تکرار کردند و وعده یک رویداد فراگیر را دادند. یک نماینده دولت گفت: «ما از همه دعوت می‌کنیم تا مهمان‌نوازی بی‌نظیر عربستان سعودی را تجربه کنند.

عربستان سعودی در میزبانی جام جهانی ۲۰۳۴ با چالشی دوگانه مواجه است: ارائه یک تورنمنت موفق و در عین حال رسیدگی به نگرانی‌های جهانی در مورد فراگیری و حقوق بشر. با یک دهه آماده‌سازی، پادشاهی متعهد شده است سرمایه‌گذاری‌های قابل توجهی در زیرساخت‌ها و تدارکات انجام دهد.

جهان به دقت تماشا خواهد کرد تا ببیند آیا عربستان سعودی می‌تواند آرزوهای بلندپروازانه ورزشی خود را با خواسته‌های گشودگی اجتماعی گسترده‌تر متعادل کند. این که آیا این جام جهانی به عنوان بستری برای تغییرات مثبت عمل خواهد کرد یا شکاف‌های موجود را عمیق تر می کند، یک سوال باز باقی می ماند.

شمارش معکوس برای سال۲۰۳۴ آغاز شده است، با این امید که این جام جهانی از جنجال‌ها فراتر رفته و این‌ بازی زیبا را به شیوه‌ای فراگیر و تاثیرگذار برای مخاطبان جدید به ارمغان بیاورد.

اختلاف قدرت‌های جهانی بر سر سرنوشت سوریه

0

سوریه، کشوری که در بیش از یک دهه جنگ داخلی ویران شده است، در لحظه‌ای حساس قرار دارد. برکناری بشار اسد شورشیان سوری در کانون توجه قرار داده است که توانایی آنها در شکل دادن به آینده کشور به شدت به حمایت خارجی بستگی دارد. با این حال، قدرت‌های جهانی بر سر اولویت‌های خود برای سوریه، از غیرنظامی‌سازی تا دموکراسی‌سازی، با برخی تمرکز بر جلوگیری از ظهور مجدد داعش، اختلاف نظر دارند. این عدم اجماع باعث طولانی شدن بی‌ثباتی در منطقه‌ای مملو از پیچیدگی‌ها می‌شود.

شورشیان سوری، پراکنده و اغلب در تضاد داخلی، برای تحکیم موقعیت خود به حمایت خارجی متکی هستند. کمک‌ها، سرمایه‌گذاری‌ها و تضمین‌های امنیتی ضروری هستند، با این حال آنها با رشته‌هایی همراه هستند که توسط جاه‌طلبی‌های ژئوپلیتیکی کشورهای حامی دیکته می‌شوند. شورشیان برای ایجاد حکومت یا ثبات به حمایت بین‌المللی منسجم نیاز دارند.

ترکیه میزبان بیش از 3 میلیون آواره سوری است که بسیاری از آنها در نزدیکی مرز اسکان شده‌اند. آنکارا سیاست‌هایی را برای ایجاد انگیزه برای بازگشت، مانند ارائه بلیط یک طرفه به سوریه، ارائه کرده است. خانواده‌های پناهنده اغلب مردان جوان را می‌فرستند تا قبل از تعهد به بازگشت کامل، وضعیت را ارزیابی کنند، که نشان دهنده عدم اطمینان عمیق است.

اهداف ترکیه فراتر از بازگشت است. دولت رئیس جمهور اردوغان به دنبال تضعیف گروه‌های کرد، هم در داخل ترکیه و هم در آن سوی مرز در سوریه است. گروه‌های کرد تحت حمایت ایالات متحده، از سوی آنکارا به عنوان یک تهدید وجودی تلقی می‌شوند. اردوغان حملات نظامی به مواضع کردها را آغاز کرده است که روابط با متحدان غربی را پیچیده کرده و تنش‌ها را در مرحله انتقالی سوریه تشدید کرده است.

استراتژی اسرائیل در سوریه بر برچیدن بقایای رژیم اسد و مقابله با نفوذ ایران متمرکز است. حملات اسرائیل سایت‌های نظامی را هدف قرار داده‌اند و نیروهای اسرائیلی آماده می‌شوند تا در طول زمستان در کوه هرمون باقی بمانند – قله‌ای استراتژیک در منطقه حائل که برای دهه‌ها وجود داشته است اما پس از فروپاشی رژیم اسد توسط اسرائیل تصرف شده است.

نخست وزیر بنیامین نتانیاهو با شورشیان سوری با یک شرط روشن تماس گرفته است: آنها نباید با ایران متحد شوند. نتانیاهو اعلام کرد که ارتش اسرائیل به طور موقت کنترل یک منطقه حائل غیرنظامی در بلندی‌های جولان را به دست گرفته است و تاکید کرد که توافقنامه جدایی از سوریه در سال 1974 در پی تسلط شورشیان ” فسخ ” شده است.

نتانیاهو اعلام کرد که به نیروهای دفاعی اسرائیل (IDF) دستور داده تا وارد منطقه حائل شده و از “مواضع فرماندهی نزدیک” از بخش اشغالی جولان توسط اسرائیل محافظت کنند. وی تاکید کرد: اجازه نمی دهیم هیچ نیروی متخاصمی در مرز ما مستقر شود.

کشورهای عربی محتاطانه از تغییر رژیم در سوریه استقبال کرده‌اند اما بر حفظ حاکمیت آن اصرار دارند. بسیاری از جنبش‌های سیاسی اسلامی که آنها را تهدیدی برای رژیم‌های خود می‌دانند، محتاط هستند. در پشت پرده، دولت‌های عربی با جناح‌های سوری درگیر هستند و در عین حال با پیامدهای گسترده تر بهار عربی دست و پنجه نرم می‌کنند که همچنان بر گفتمان سیاسی در منطقه تأثیر می گذارد.

ایالات متحده رویکرد خود در قبال سوریه را مجدداً تنظیم کرده است و از برچسب زدن به برخی رهبران شورشی به عنوان تروریست به تعامل دیپلماتیک با آنها حرکت کرده است. سفر برنامه‌ریزی شده آنتونی بلینکن وزیر امور خارجه به ترکیه نشان دهنده قصد واشنگتن برای استفاده از آنکارا به عنوان یک واسطه کلیدی است.

اهداف ایالات متحده شامل جلوگیری از ظهور مجدد داعش، حفظ حضور نظامی در جنوب سوریه و حمایت از متحدان کُرد است. با این حال، این جاه طلبی‌ها با مخالفت عراق روبرو می شود، جایی که احساسات ضد آمریکایی در حال افزایش است. علاوه بر این، اتکا به جناح‌های کُرد اصطکاک با ترکیه ایجاد می‌کند و استراتژی منطقه‌ای گسترده‌تر واشنگتن را پیچیده می‌کند.

پاسخ اروپا به سوریه تحت الشعاع چالش‌های داخلی از جمله جنگ در اوکراین و نگرانی‌ها در مورد تغییر احتمالی در سیاست ایالات متحده تحت بازگشت احتمالی دونالد ترامپ قرار دارد. آلمان که میزبان ۱ میلیون آواره سوری است، ۸ میلیون یورو به عنوان کمک بشردوستانه متعهد شده است، اما در مورد تسهیل بازگشت محتاط است. کشورهای اروپایی در مورد سیاست‌های بازگشت به کشور دچار اختلاف نظر شده‌اند که نشان‌دهنده عدم اطمینان بیشتر در مورد ثبات و آینده سوریه است.

برخلاف روسیه و ایران، چین از اسد حمایت نظامی نکرد اما از حمایت دیپلماتیک برخوردار بود. سرمایه گذاری‌های پکن، از جمله 3 میلیارد دلار در بخش نفت و گاز سوریه، بر اولویت‌های اقتصادی آن تاکید دارد. مشارکت سوریه در طرح کمربند و جاده، چین را به عنوان یک بازیگر کلیدی در بازسازی کشور قرار می دهد. با این حال، تاکید پکن بر صلح و ثبات سیاسی در تضاد با رویکردهای نظامی دیگر قدرت ها است.

منافع رقابتی قدرت‌های جهانی در سوریه خطرات استراتژی‌های ناهماهنگ را برجسته می کند. بدون همکاری، این واگرایی‌ها می تواند بی ثباتی کشور را عمیق‌تر کند، بحران‌های انسانی را تشدید کند و به افراط‌گرایی دامن بزند. کارشناسان هشدار می‌دهند که تکه‌تکه شدن سوریه می‌تواند به مناطق همسایه سرایت کند و چالش‌های امنیتی گسترده‌تری ایجاد کند.

چهارراه سوریه هم چالش‌ها و هم فرصت‌ها را به همراه دارد. موفقیت شورشیان آن و ثبات منطقه به تلاش‌های هماهنگ بین المللی بستگی دارد. با این حال، برنامه‌های متنوع قدرت‌های جهانی تهدیدی برای تضعیف پیشرفت، طولانی‌تر کردن رنج سوریه و به تاخیر انداختن مسیر بهبودی آن است. برای بازسازی سوریه، بازیگران جهانی باید از اختلافات خود فراتر رفته و نیازهای مردم آن را بر رقابت‌های ژئوپلیتیکی اولویت دهند.

هشدار شورای امنیت: طالبان‌ آزادی‌ها را در افغانستان از بین می‌برد

0

رزا اوتونبایوا، نماینده ویژه سازمان ملل متحد در افغانستان، روز پنجشنبه در جریان یک نشست خبری در شورای امنیت هشدار داد که تفسیر سخت‌گیرانه طالبان از قوانین اسلامی همچنان به سلب حقوق اساسی زنان و دختران افغان و تضعیف آزادی‌ها در سراسر کشور ادامه دارد.

اوتونبایوا تصویری تاریک از تشدید نقض حقوق بشر و کاهش فرصت‌ها برای زنان ترسیم کرد و در عین حال از طالبان خواست در سیاست‌های با پیامدهای ویرانگر اجتماعی تجدید نظر کنند.

او گفت: “اکنون نزدیک به 1200 روز است که دختران به آموزش رسمی فراتر از کلاس ششم دسترسی ندارند، و زنان و دختران تقریباً از همه اقشار جامعه با حذف تدریجی روبرو هستند.” او افزود که فرمان جدیدی که زنان را از حضور در موسسات پزشکی منع می‌کند، سیستم مراقبت صحی در حال حاضر شکننده افغانستان را تهدید می‌کند و عواقب وخیمی برای همه شهروندان بدون در نظر گرفتن جنسیت دارد.

آزادی های تحت محاصره

اجرای قانون «تبلیغ امر به معروف و نهی از منکر» توسط طالبان، محدودیت‌ها را تشدید کرده است و ناظران قوانینی را در مکان‌های عمومی، محل‌های کار، و حتی رویدادهای خصوصی مانند عروسی وضع می‌کنند.

تفکیک جنسیتی شدیدتر در مشاغل باعث شده است که بسیاری از زنان نتوانند از خانواده خود حمایت کنند و این امر چالش های بهداشت روانی را تشدید کرده و پیامدهای شدیدی را برای کودکان ایجاد می کند. زنان بدون همراهی وصی یا محرم مرد، با محدودیت‌های فزاینده‌ای در زمینه تحرک و دسترسی به مراقبت‌های بهداشتی مواجه می‌شوند، در حالی که مردان به‌طور فزاینده‌ای به دلیل رعایت نکردن استانداردهای نظافت، مانند تراشیدن ریش‌های خود یا استفاده از مدل‌های موی «به‌سبک غربی» هدف قرار می‌گیرند.

سرکوب رسانه ها

هیأت کمک سازمان ملل متحد در افغانستان (یوناما) سرکوب گسترده رسانه ها را مستند کرده است که آزادی بیان را بیشتر محدود کرده است. اوتونبایوا تاکید کرد که محدودیت‌ها بر روزنامه‌نگاران توانایی مطبوعات را برای تقویت جامعه‌ای آگاه و فراگیر از بین برده است.

او با اشاره به محدودیت های احزاب سیاسی و فعالیت های جامعه مدنی گفت: «فضای بحث عمومی، از جمله در مورد موضوعات کلیدی مانند حقوق زنان و دختران، همچنان در حال کاهش است.

بحران بشردوستانه افغانستان

تام فلچر، رئیس سازمان ملل متحد نیز در شورای امنیت سخنرانی کرد و افغانستان را دومین بحران انسانی در جهان پس از سودان توصیف کرد. نزدیک به نیمی از جمعیت افغانستان در فقر زندگی می کنند، در حالی که حوادث شدید آب و هوایی، سوء تغذیه و ناامنی غذایی میلیون ها نفر را به لبه پرتگاه سوق داده است.

گرسنگی اکنون از هر سه افغان یک نفر را تحت تاثیر قرار می دهد و خدمات اولیه مانند مراقبت های بهداشتی برای بسیاری از مردم دور از دسترس است. فلچر هشدار داد که کمک های بین المللی حیاتی است و نیمی از کشور برای بقا به کمک متکی هستند.

فراخوانی برای اقدام

فلچر از شورای امنیت خواست تا بودجه عملیات بشردوستانه را افزایش دهد، محدودیت‌های ارسال کمک‌ها را کاهش دهد و در بخش‌هایی مانند کشاورزی و مراقبت‌های بهداشتی سرمایه‌گذاری کند تا ثبات بلندمدت ایجاد کند.

«افغان ها با چالش های عظیمی روبرو هستند. فلچر گفت اما آنها امید خود را از دست نداده اند. در حالی که آنها این دوره سخت را پشت سر می گذارند، ما باید با همبستگی بین المللی و انسانیت واقعی به حمایت از آنها ادامه دهیم.»

درخواست سازمان ملل بر نیاز فوری به یک واکنش هماهنگ جهانی برای جلوگیری از وخامت بیشتر حقوق بشر و شرایط زندگی در افغانستان تاکید دارد.

تورکیه برنده‌ی اصلی در سوریه‌‌ی پس از اسد

0

جنگ داخلی سوریه که بیش از ۱۳ سال طول کشید، با سقوط رژیم بشار اسد پایان یافت. پیروزی مخالفان، که با حمایت استراتژیک تورکیه محقق شده، تعادل قدرت در منطقه را تغییر داده است. حمایت طولانی‌ مدت رجب طیب اردوغان از نیروهای مخالف سوری، تورکیه را به یک بازیگر مهم در سوریه‌ی پس از اسد تبدیل کرده است.

حضور تورکیه در این روند بسیار مؤثر بود، از تسهیل هماهنگی میان مخالفان گرفته تا باز نگه‌داشتن خطوط تأمین. این اقدامات نشان‌دهنده پیروزی استراتژیک برای اردوغان است و به تورکیه اهرم قابل‌توجهی در بازسازی و حکمرانی سوریه می‌بخشد.

روابط پیچیدہ تورکیه و سوریه

تورکیه و سوریه دارای تاریخی پیچیدہ شامل دوره‌های همکاری و رقابت هستند. پیش از شروع قیام سوریه در سال ۲۰۱۱، اردوغان و اسد روابط سیاسی و شخصی نزدیکی داشتند. اما با تشدید جنگ داخلی، درخواست‌های اردوغان برای اصلاحات توسط اسد نادیدہ گرفته شد و روابط آن‌ها به سردی گرایید.

اردوغان در سخنرانی خود در شهر غازی عنتاب، در نزدیکی مرز سوریه، گفت:

«آرزوی ما این است که همسایه ما، سوریه، به صلح و آرامشی که بیش از ۱۳ سال انتظارش را می‌کشید، برسد.» این سخنرانی در حضور صدها هزار پناهجوی سوری و شهروندان تورکیه انجام شد. مخاطبان اردوغان احتمالاً سقوط اسد را یک پیروزی مشترک می‌دانستند.

پیروزی تورکیه و پیامدهای داخلی و منطقه‌ای 

۱. بازگشت پناهندگان و آرامش داخلی 

تورکیه میزبان بیش از ۳.۵ میلیون پناهجوی سوری است که بار اقتصادی و اجتماعی بر کشور وارد کرده‌اند. بازگشت این پناهندگان می‌تواند تنش‌های داخلی را کاهش دهد و موقعیت سیاسی اردوغان را تقویت کند.

۲. فرصت‌های اقتصادی در بازسازی سوریه

فرآیند بازسازی سوریه فرصتی سودآور برای شرکت‌های تورکیه، به‌ویژه در بخش ساخت‌وساز است. دولت اردوغان که روابط نزدیکی با این بخش دارد، احتمالاً در این روند نقش غالبی خواهد داشت.

۳. تغییر معادلات قدرت منطقه‌ای 

کاهش نقش روسیه و ایران در سوریه، فضایی برای تورکیه ایجاد کرده تا خود را به‌عنوان یک بازیگر کلیدی منطقه‌ای تثبیت کند. تمرکز روسیه بر جنگ اوکراین و محدودیت منابع ایران، مانع از مقابله آن‌ها با نفوذ تورکیه در سوریه‌ی پس از اسد شده است.

بازندگان بزرگ: روسیه و ایران 

روسیه  

با وجود دخالت در جنگ سوریه در سال ۲۰۱۵ و حمایت از رژیم اسد، نفوذ روسیه با توجه به درگیری‌هایش در اوکراین کاهش یافته است. پیشنهاد پناهندگی به اسد، نشان‌دهنده عقب‌نشینی مسکو و کاهش پرستیژ منطقه‌ای آن است.

ایران 

ایران که از طریق گروه‌هایی مانند حزب‌الله حامی اسد بود، اکنون با کاهش نفوذ در سوریه مواجه است. این ضعف ممکن است باعث تقویت دشمنان منطقه‌ای ایران و تضعیف شبکه‌های نیابتی آن شود.

نقش هیئت تحریر شام در آینده سوریه  

گروه «هیات تحریر الشام»، با رهبری ابومحمد الجولانی، نقش کلیدی در سقوط اسد ایفا کرد. با وجود این، چالش‌هایی بزرگ پیش روی این گروه قرار دارد:

۱. تعریف به‌عنوان گروه تروریستی: این گروه همچنان توسط ایالات متحده، بریتانیا، و سازمان ملل به‌عنوان گروه تروریستی شناخته می‌شود.

۲. حاکمیت اسلامی: رویکرد این گروه به قوانین اسلامی، نگرانی‌هایی را در جامعه چندفرهنگی سوریه ایجاد کرده است.

۳. سابقه نقض حقوق بشری: اتهامات مربوط به نقض حقوق بشر و رفتارهای استبدادی، اعتبار این گروه را زیر سوال برده است.

چشم‌انداز آینده سوریه

آینده سوریه با چالش‌های بسیاری روبروست. تاریخ پر افت و خیز کشور و ایدئولوژی‌های متنوع مخالفان، پرسش‌هایی درباره حکمرانی و ثبات ایجاد کرده است. جامعه جهانی با دقت وضعیت را رصد می‌کند، اما مسیر پیش رو پر از خطرات است.

سیاست‌های تازه‌ی پاکستان و افزایش نگرانی‌ها از کندی روند اسکان مجدد افغان‌های واجد شرایط

0

اسلام‌آباد، پاکستان — دارندگان پرونده‌های P1 و P2 در پاکستان خواستار تسریع روند رسیدگی به پرونده‌هایشان از سوی ایالات متحده آمریکا و سازمان بین‌المللی مهاجرت (IOM) هستند. این همکاران محلی آمریکا می‌گویند که طی سه سال اقامت در پاکستان، رسیدگی لازم به پرونده‌های مهاجرتی آن‌ها صورت نگرفته و همچنان در حالت بی سرنوشتی به سر می‌برند.

هرچند برنامه اسکان مجدد پناهجویان افغان در پاکستان توسط ایالات متحده ادامه دارد، هزاران پناهجوی افغان که تمامی مراحل پرونده‌هایشان را تکمیل کرده‌اند، همچنان در انتظار انتقال به سر می‌برند.

علاوه بر این، دولت پاکستان اخیراً برنامه‌ای تازه برای اخراج پناهجویان افغان مقیم پاکستان اعلام کرده است. بر اساس این برنامه، افغان‌ها پس از 31 دسامبر از اسلام‌آباد اخراج خواهند شد؛ اقدامی که نگرانی‌های جدی برای دارندگان پرونده‌های مهاجرتی ایجاد کرده است. سال گذشته نیز شمار زیادی از دارندگان پرونده‌های مهاجرتی آمریکا توسط پلیس پاکستان بازداشت و از این کشور اخراج شدند.

از سوی دیگر، نبود امکانات معیشتی مانند آموزش و پرورش کودکان، خدمات درمانی، ویزا و دیگر مسائل مرتبط، فشارهای روانی شدیدی بر این افراد وارد کرده است. گزارش‌هایی وجود دارد که تاکنون چندین نفر از دارندگان پرونده‌های P1 و P2 در پاکستان به دلیل فشارهای روحی دست به خودکشی زده‌اند.

همکاران محلی آمریکا از نهادهای مربوطه، به‌ویژه وزارت خارجه ایالات متحده، دفتر IOM و سفارت آمریکا در اسلام‌آباد خواستار تسریع در روند انتقال خود به ایالات متحده هستند.

پرونده‌های مهاجرتی P1 و P2 پس از سقوط نظام جمهوریت در افغانستان در آگوست 2021 میلادی توسط دولت آمریکا برای افراد واجد شرایط طراحی شد تا همکاران محلی این کشور بتوانند به‌صورت قانونی برای اسکان مجدد به ایالات متحده منتقل شوند.

با پیروزی مجدد دونالد ترامپ در انتخابات ریاست جمهوری ایالات متحده، نگرانی‌ها در میان متقاضیان ویزای افغان، به‌ویژه دارندگان پرونده‌های P1 و P2، افزایش یافته است. در دوران ریاست‌جمهوری اول ترامپ، او سیاست‌های مهاجرتی سخت‌گیرانه‌ای را اعمال کرد که به‌ویژه روند بررسی پرونده‌ها و صدور ویزا را با چالش‌های زیادی روبه‌رو کرد. این نگرانی وجود دارد که اگر ترامپ دوباره به کاخ سفید بازگردد، چنین سیاست‌هایی ادامه یابد و روند صدور ویزا برای افغان‌ها دشوارتر شود.

خلیل الرحمن حقانی وزیر مهاجرین طالبان در پی انفجار در کابل کشته شد

0

کابل، افغانستان – خلیل‌الرحمن حقانی، وزیر امور مهاجرین رژیم طالبان، روز چهارشنبه در یک حمله انتحاری داخل ساختمان وزارت امور مهاجرین در کابل کشته شد. بر اساس گفته‌های مقامات وزارت داخله تحت رهبری طالبان، این انفجار همچنین جان حداقل چهار تن از همراهان حقانی را گرفت.

این حمله که یکی از بزرگ‌ترین ترورهای انجام‌شده پس از به قدرت رسیدن طالبان در سال ۲۰۲۱ محسوب می‌شود، رژیم را تکان داده است. ذبیح‌الله مجاهد، سخنگوی طالبان، مرگ حقانی را تأیید کرده و این بمب‌گذاری را به شاخه افغان گروه داعش، موسوم به داعش خراسان، نسبت داده است. با این حال، تاکنون هیچ گروهی مسئولیت رسمی این حمله را بر عهده نگرفته است.

به گفته منابع وزارت امور داخله، مهاجم با لباس مبدل یک بازدیدکننده معلول وارد این ساختمان به شدت محافظت‌شده شد. وی مواد منفجره خود را زمانی که حقانی برای ادای نماز از دفترش خارج می‌شد، منفجر کرد.

خلیل حقانی، یکی از اعضای کلیدی شبکه قدرتمند حقانی و عموی سراج‌الدین حقانی، وزیر داخله موقت، نقش برجسته‌ای در بازگشت طالبان به قدرت ایفا کرد. وی به‌خصوص یکی از اولین فرماندهان طالبان بود که پس از سقوط دولت تحت حمایت ایالات متحده وارد کابل شد. سابقه قوی نظامی و روابط او در داخل شبکه، وی را به یکی از چهره‌های مهم رژیم تبدیل کرده بود.

مرگ او ضربه‌ای جدی به رهبری طالبان وارد کرده و چالش‌های امنیتی مداوم در افغانستان را برجسته می‌سازد. در حالی که طالبان و شبکه حقانی متحد هستند، روابط آن‌ها با کشمکش‌های قدرت در داخل رژیم همراه است. هر دو گروه توسط دولت ایالات متحده به‌عنوان سازمان‌های تروریستی شناخته شده‌اند، و شبکه حقانی به دلیل ارتباطاتش با القاعده و تاریخچه حملات برجسته شناخته می‌شود.

خلیل حقانی سال‌ها در رادار دولت ایالات متحده قرار داشت و جایزه ۵ میلیون دلاری برای اطلاعات منجر به دستگیری وی تعیین شده بود. با وجود گذشته بحث‌برانگیز، او به یک شخصیت سیاسی کلیدی در دولت طالبان تبدیل شد و اغلب در جلسات رسمی تفنگش را حمل می‌کرد، که نماد روحیه نظامی‌گری جناح او بود.

این حمله سوالاتی را درباره توانایی طالبان در حفظ امنیت حتی در درون صفوف خود ایجاد کرده و تهدید مداوم گروه‌های افراطی رقیب را نشان می‌دهد.

 

از اسد تا جولانی: ظهور حکومت افراطی در سوریه

0
جنگجویان مخالف سوری در خیابان‌های دمشق پس از فروپاشی دولت سوریه جشن می‌گیرند، که یک لحظه سرنوشت‌ساز در درگیری‌های این کشور را رقم می‌زند، یکشنبه، ۸ دسامبر ۲۰۲۴. (عکس از عمر سندیکی/آسوشیتد پرس)

حکومت ۲۴ ساله بشار اسد پس از ۱۳ روز حمله هماهنگ شورشیان به طور ناگهانی پایان یافت.با سقوط او، سوریه وارد مرحله جدید و نامشخصی می‌شود که تحت سلطه گروه‌های اسلام‌گرای افراطی مانند حیات تحریر الشام (HTS) قرار دارد.اگرچه پایان جنگ داخلی ۱۳ ساله به‌طور فوری تسکین‌دهنده است، اما پیامدهای این تغییر رژیم سوالات زیادی را در مورد آینده سوریه و ثبات منطقه‌ای ایجاد کرده است.

ضربه نهایی زمانی آغاز شد که شورشیان سوریه شهر استراتژیک حما، واقع در ۲۰۰ کیلومتری پایتخت، را تصرف کردند. آنها به سرعت به سمت حمص، دروازه‌ اصلی دمشق، پیشروی کردند. نیروهای اسد مقاومت چندانی نشان ندادند و بسیاری تسلیم شدند. در حمص، شورشیان پیروز با سرنگونی مجسمه‌ها و تخریب تصاویر اسد و خانواده‌اش جشن گرفتند و پایان دوران حکمرانی او را اعلام کردند.

تا روز شنبه، وضعیت به اوج خود رسید. حمص تحت کنترل شورشیان قرار داشت و دمشق در محاصره بود. ابومحمد الجولانی، رهبر گروه اسلامگرای HTS، پیشروی شورشیان را غیرقابل توقف اعلام کرد. ساکنان دمشق که پیش‌تر از حکومت اسد رنجیده بودند، تمایل کمی به مقاومت داشتند. با فروپاشی نیروهایش، اسد شب شنبه به روسیه فرار کرد. صبح یکشنبه، شورشیان تلویزیون دولتی را تصرف کردند و سقوط دمشق را به‌طور رسمی اعلام کردند.

شورشیان از نخست‌وزیر خواستند تا زمانی که طرحی برای انتقال قدرت تدوین شود، به عنوان سرپرست در دولت باقی بماند. تمرکز فوری آن‌ها بر روی تثبیت وضعیت دمشق و مناطق اطراف آن بود. آن‌ها بلافاصله نمادهای رژیم اسد را نابود کردند؛ کاخ ریاست‌جمهوری تخریب شد و مجموعه خودروهای لوکس اسد—که نماد تجمل در میان فقر گسترده بود—مصادره شد. زندان‌های معروفی مانند زندان صیدنایا مورد حمله قرار گرفت و هزاران زندانی آزاد شدند.

برای اکثریت مردم سوریه، فروپاشی دولت اسد مایه آسودگی بود. سال‌ها سرکوب، مشکلات اقتصادی و آوارگی، ۷۰ درصد از جمعیت را به فقر و ۳۰ درصد را به آوارگی کشانده بود.

رهبران جهانی به سرعت واکنش نشان دادند. جو بایدن، رئیس‌جمهور ایالات متحده، سقوط اسد را «گامی اساسی برای عدالت» خواند و کشورهای اروپایی و ترکیه از این تحول استقبال کردند. رجب طیب اردوغان، رئیس‌جمهور ترکیه، آن را «واقعیت سیاسی جدید» توصیف کرد و حمایت خود را از بازسازی سوریه اعلام نمود.

با وجود امیدهایی که سقوط اسد به همراه آورده، چالش های پیش روی سوریه همچنان عظیم است‌:

۱. انسجام شورشیان: ائتلاف شورشیان متشکل از قبایل، فرقه‌ها و ایدئولوژی‌های مختلف است. حفظ وحدت در دوران انتقالی برای جلوگیری از درگیری‌های داخلی حیاتی است.

۲. روابط با کردها: نیروهای کرد که بخش‌هایی از شمال‌شرقی سوریه را تحت کنترل دارند، رابطه‌ای پیچیده با شورشیان اسلامگرا دارند. نقش آن‌ها در آینده کشور نامشخص است و کنار گذاشتن آن‌ها می‌تواند به درگیری‌های بیشتر منجر شود.

۳. ماهیت رژیم جدید: حیات تحریر الشام تحت رهبری الجولانی مورد بررسی قرار دارد. در حالی که الجولانی وعده شمولیت داده، ارتباطات گذشته او با گروه‌های افراطی نگرانی‌هایی در مورد جهت‌گیری حکمرانی تحت رهبری اسلامگرایان ایجاد کرده است.

سقوط بشار اسد پایان یک دوره در تاریخ سوریه را نشان می‌دهد، اما آغاز یک فصل نامشخص و بالقوه پرآشوب است. هرچند این تغییر نوید آینده‌ای روشن‌تر را می‌دهد، تسلط جناح‌های اسلام‌گرا و چالش‌های حکمرانی سایه‌ای بر مسیر پیش رو انداخته است.

سوریه اکنون در یک دوراهی قرار دارد. اینکه آیا این کشور به درگیری‌های بیشتر کشیده می‌شود یا به عنوان نمادی از مقاومت ظهور می‌کند، بستگی به وحدت رهبران، شمولیت در حکمرانی و حمایت جامعه بین‌المللی دارد. فعلاً، جهان با امید و احتیاط نظاره‌گر است تا ببیند سوریه چگونه از این مرحله حساس عبور خواهد کرد.

زنان هزاره در فهرست زنان تأثیرگذار بی‌بی‌سی در سال ۲۰۲۴ برجسته شدند

0

بی‌بی‌سی فهرست ۱۰۰ زن الهام‌ بخش و تأثیرگذار سال ۲۰۲۴ را اعلام کرد؛ زنانی که نماد پایداری بوده و با مشارکت‌های تحول‌آفرین خود در عرصه‌های مختلف جهانی درخشیده‌اند. در میان این زنان، سه بانوی برجسته از افغانستان قرار دارند که دستاوردهای آن‌ها نشان‌دهنده مقاومت و نوآوری زنان افغان، به ویژه زنان از جامعه هزاره، است.

الهه سرور : صدایی برای عدالت از طریق موسیقی
الهه سرور ، خواننده و آهنگساز شناخته ‌شده، به نماد امید و مقاومت در برابر حذف صدای زنان تحت حاکمیت طالبان تبدیل شده است. سرود پرشور او، نان، کار، آزادی! ، که در اکتبر در نشست تاریخی زنان افغان در آلبانیا اجرا شد، مبارزه برای حقوق زنان را به تصویر می‌کشد.

سرور، متعلق به جامعه هزاره است ، که یکی از گروه‌های قومی مورد تبعیض در افغانستان بوده ، او در سال ۲۰۰۹ از طریق برنامه ستاره افغان به شهرت رسید. اما تعقیب حرفه موسیقی او با واکنش‌های خشونت‌آمیز همراه شد و او را در سال ۲۰۱۰ مجبور به ترک افغانستان کرد. سرور اکنون به عنوان یک هنرمند شناخته ‌شده جهانی، از صحنه‌های فیلم، تئاتر و موسیقی برای دفاع از عدالت و تقویت صدای زنان حاشیه‌ نشین استفاده می‌کند.

حمیده امان: ارائه فرصت‌های آموزشی برای دختران افغانستان
حمیده امان، کارآفرین رسانه‌ای، موانع را به فرصت‌هایی برای دختران افغان تبدیل کرده که تحت حاکمیت طالبان از آموزش محروم شده‌اند. او آکادمی بیگم را تأسیس کرد، یک پلتفرم آنلاین که بیش از ۸۵۰۰ ویدیوی آموزشی رایگان به زبان‌های دری و پشتو از صنف هفتم الی دوازدهم با سیستم بین‌المللی ارائه کرده است.

در ماه مارس، امان تلاش‌های خود را با راه ‌اندازی تلویزیون بیگم گسترش داد، یک کانال ماهواره‌ای که این دوره‌ها را پخش می‌کند. پروژه قبلی او، رادیو بیگم، فضایی مهم برای صدای زنان افغان ایجاد کرد که پس از بازگشت طالبان به قدرت در سال ۲۰۲۱ شکل گرفت. امان با استفاده خلاقانه از رسانه، دسترسی دختران و زنان افغان به آموزش را تضمین می‌کند، با وجود سیاست‌های سرکوبگرانه‌ای که هدفشان خاموش کردن آن‌ها است.

زکیه خدادادی: شکستن مرزها در ورزش
زکیه خدادادی با کسب مدال در بازی‌های پارالمپیک پاریس ۲۰۲۴، به عنوان اولین عضو تیم پناهندگان پارالمپیک که مدال کسب کرده، تاریخ‌ساز شد. دستاورد او نمادی از پیروزی زنان در ورزش و گواهی بر اراده خارق‌العاده اوست.

ذکیه خدادادی که بدون یک ساعد دست متولد شده بود، تمرینات تکواندو را به گونه پنهانی در سن ۱۱ سالگی در شهر هرات در غرب افغانستان آغاز کرده بود. و از محدودیت‌های فرهنگی و اجتماعی عبور کرد. پس از ممنوعیت شرکت در پارالمپیک توکیو ۲۰۲۱ به دلیل بازگشت طالبان به قدرت، با کمک کمیته بین‌المللی پارالمپیک و فرانسه از افغانستان تخلیه شد. پیروزی او در پاریس میراثی ماندگار به عنوان پیشگام زنان افغان به ویژه زنان هزاره ایجاد کرد که با لایه‌های متعدد ظلم مواجه هستند.

داستان‌های سرور، امان و خدادادی روحیه شکست ‌ناپذیر زنان افغان، به ویژه زنان هزاره را نشان می‌دهد که از تبعیض سیستماتیک و سختی‌ها فراتر رفته‌اند. گنجاندن آن‌ها در فهرست سال ۲۰۲۴ بی‌بی‌سی صدای زنانی را تقویت می‌کند که مدت‌ها به حاشیه رانده شده بودند و قدرت شجاعت و خلاقیت در برابر ظلم را برجسته می‌سازد.

بی‌بی‌سی با نمایش دستاوردهای این زنان، بر نقش حیاتی زنان در ایجاد تغییر تأکید کرده و اطمینان می‌دهد که داستان‌های آن‌ها نسل‌های آینده را الهام و توانمند می‌سازد. این شناخت، فراخوانی برای همبستگی با زنان افغان و جامعه هزاره است که همچنان برای برابری و عدالت مبارزه می‌کنند.

نیلا ابراهیمی: صدای رو به رشد برای آموزش و حقوق دختران در افغانستان

0
نیلا ابراهیمی، پناهنده ۱۷ ساله از افغانستان ، در مراسمی چشمگیر که در ۱۹ نوامبر ۲۰۲۴ در آمستردام برگزار شد، جایزه ارزشمند صلح کودکان را از توکل کرمان، برنده جایزه صلح نوبل یمنی، دریافت کرد.

در یک مراسمی شکوهمند تاریخی تقدیر، نیلا ابراهیمی، دختر ۱۷ ساله و پناهنده هزاره از افغانستان، بیستمین جایزه بین‌المللی صلح کودکان را در آمستردام دریافت کرد. نیلا که از میان ۱۶۵ نامزد از ۴۷ کشور انتخاب شده بود، به دلیل تلاش بی‌وقفه‌اش برای حقوق و آموزش دختران در افغانستان تحت رژیم سرکوبگر طالبان، این جایزه ارزشمند را که توسط برنده جایزه نوبل یمنی، توکل کرمان، اهدا شد، به دست آورد.

سفر نیلا در ساحه هزاره‌نشین دشت برچی در غرب کابل آغاز شد، منطقه‌ای که بارها هدف حملات طالبان و داعش قرار گرفته است. این حملات مدارس، مراکز آموزشی و حتی بیمارستان‌های زایمان را نیز هدف قرار داده‌اند. با وجود این چالش‌ها، نیلا به عنوان دانش‌آموزی در لیسه معرفت پیشرفت کرد و در فعالیت‌های فوق برنامه، از جمله عضویت در گروه موسیقی “صدای افغانستان” فعال بود. این گروه با ترانه‌های خود از صلح، برابری جنسیتی و دموکراسی حمایت می‌کردند.

در سال ۲۰۲۱، زمانی که ریاست معارف کابل دختران بالای ۱۲ سال را از آوازخوانی عمومی منع کرد، نیلای ۱۳ ساله با انتشار یک ترانه اعتراضی، این حکم را به چالش کشید. این ترانه که به بخشی از کمپین #من_آوازم تبدیل شد، نماد مقاومت و امید برای دختران افغان شد که تحت قوانین سختگیرانه سکوت اختیار کرده بودند.

پس از تسلط طالبان در سال ۲۰۲۱، نیلا و خانواده‌اش به پاکستان پناه بردند. و سپس در کانادا مستقر شدند. با این حال، فعالیت‌های او متوقف نشد. در کانادا، او بنیان‌گذار “داستان او” شد، یک پلتفرم که صداهای دختران افغان را تقویت کرده و داستان‌های مقاومت و مبارزه آن‌ها را به جهان معرفی می‌کند.

زندگی نیلا با مبارزات مردم هزاره، اقلیت قومی در افغانستان، گره خورده است. مردمی که بیش از یک قرن از تبعیض سیستماتیک رنج برده‌اند. از پاکسازی قومی و تصرف زمین‌ها گرفته تا محرومیت از فرصت‌های اقتصادی و حکومتی، جامعه هزاره تحت سیستمی که تحت سلطه ملی‌گرایی پشتون است، با تبعیض روبرو بوده است.

نیلا در دشت برچی رشد کرد و تحصیل کرد، جایی که دختران با محدودیت‌های شدید و خشونت روبرو بودند. مراکز آموزشی مانند لیسه سیدالشهدا و مرکز آموزشی کاج در یک دهه گذشته بارها هدف حملات طالبان و داعش قرار گرفته‌اند.

“برنده شدن جایزه بین‌المللی صلح کودکان به معنای پژواک صدای زنان و دختران افغان در سراسر جهان است”، نیلا در سخنرانی هنگام دریافت جایزه گفت. “ما باید به آن‌ها در تاریک‌ترین لحظات، قدرت و امید ببخشیم.”

این تقدیر نه تنها یک دستاورد شخصی است، بلکه یادآور مقاومت دختران و زنان افغانستان است که در برابر سختی‌ها برای حقوق اساسی خود می‌جنگند. در حالی که جهان شجاعت او را ستایش می‌کند، نیلا ابراهیمی به نمادی از مقاومت، امید و قدرت پایدار آموزش و فعالیت اجتماعی برای تغییر زندگی تبدیل شده است.

فعالیت‌های نیلا از طریق “داستان او” و پیام همبستگی جهانی او اهمیت اقدام جمعی را برای حمایت از حقوق زنان و دختران در افغانستان برجسته می‌کند. داستان او فراتر از مرزهای افغانستان طنین‌انداز است و الهام‌بخش فعالان جوان در سراسر جهان است.

در زمانی که رژیم‌های سرکوبگر تلاش می‌کنند آسیب ‌پذیرترین افراد را به سکوت بکشانند، صدای نیلا ابراهیمی بلندتر از همیشه به گوش می‌رسد و ثابت می‌کند که حتی در تبعید، یک روح مصمم می‌تواند تغییر جهانی را جرقه بزند.

 

پیشرفت در مقابل پس‌رفت: زندگی‌های متفاوت زنان در جهان اسلام

0
جنیفر لوپز با لباس بدن‌نما و حاشیه‌دار در رویدادی در ریاض، عربستان سعودی اجرا می‌کند (رویترز)

اسلام یک نخ مشترک در سراسر جهان اسلام است، اما شیوه اجرا و تفسیر آن به طور گسترده‌ای بر اساس زمینه‌های تاریخی، فرهنگی و سیاسی متفاوت است. عربستان سعودی و افغانستان دو دیدگاه کاملاً متضاد از اسلام ارائه می‌دهند که بازتاب‌دهنده سفرهای منحصربه‌فرد آن‌ها از محافظه‌کاری، مدرنیته و بنیادگرایی است. در حالی که عربستان سعودی تلاش می‌کند ریشه‌های سختگیرانه وهابی خود را با هویت مدرن و جهانی‌شده آشتی دهد، افغانستان تحت حاکمیت طالبان به تفسیر واپس‌گرایانه و سختگیرانه‌ای از قوانین اسلامی پایبند مانده است، به ویژه در برخورد با زنان.

عربستان سعودی: فراتر رفتن از وهابیت

برای بخش عمده‌ای از تاریخ مدرن خود، عربستان سعودی مترادف با وهابیت بوده است، شاخه‌ای سختگیرانه از اسلام سنی. این ایدئولوژی که در قرن ۱۸ در نتیجه یک پیمان میان جنبش وهابی و خاندان آل سعود شکل گرفت، قوانین و هنجارهای اجتماعی این کشور را تعیین کرد. کدهای سختگیرانه پوشش، تفکیک جنسیتی، و نبود سرگرمی‌های فرهنگی از ویژگی‌های اصلی آن بودند.
کشف نفت در سال ۱۹۳۸ عربستان سعودی را به یک قدرت اقتصادی جهانی تبدیل کرد اما تغییرات کمی در ساختار اجتماعی محافظه‌کارانه آن ایجاد کرد. تا سال ۲۰۱۸، زنان اجازه رانندگی نداشتند، پلیس مذهبی در مکان‌های عمومی برای اجرای هنجارهای اسلامی گشت می‌زد، و موسیقی زنده و سینما ممنوع بود. این وضعیت به طور چشمگیری تحت برنامه اصلاحات چشم‌انداز ۲۰۳۰ محمد بن سلمان، ولیعهد عربستان، تغییر کرد؛ برنامه‌ای که هدف آن تنوع‌بخشی به اقتصاد و نشان دادن چهره‌ای مدرن و مترقی از عربستان سعودی بود.
امروزه این کشور میزبان کنسرت‌ها، نمایش‌های مد و رویدادهای ورزشی است که ده سال پیش غیرقابل تصور بودند. زنان عربستانی اکنون رانندگی می‌کنند، در صنایع مختلف کار می‌کنند و بدون سرپرستی مرد سفر می‌کنند. این اصلاحات بازتاب‌دهنده جامعه‌ای است که با هویت دوگانه خود درگیر است: یک دولت مدرن که به دنبال نفوذ جهانی است و یک جامعه اسلامی ریشه‌دار در سنت.
با این حال، این تحول بدون تناقض نیست. در حالی که ریاض با برگزاری رویدادهایی با حضور ستاره‌های جهانی مانند سلین دیون و جنیفر لوپز می‌درخشد، این کشور همچنان یکی از سختگیرانه‌ترین سیستم‌های قضایی جهان را حفظ می‌کند. اعدام‌های دسته‌جمعی، به ویژه خارجیان، جنبه تاریک‌تری از حکومت‌داری آن را نشان می‌دهد و تنش میان پیشرفت و سرکوب را برجسته می‌کند.


زنان افغان در کابل، افغانستان، تحت فشار محدودیت‌های سختگیرانه رژیم طالبان زندگی می‌کنند که حقوق اساسی آن‌ها همچون آموزش، کار، حرکت آزادانه، و حتی آزادی خواندن یا آواز خواندن را سلب کرده است-یادآوری تلخ از مقاومت در برابر سرکوب.

افغانستان: سلطه بنیادگرایی طالبان

داستان اسلام در افغانستان دیدگاهی کاملاً متفاوت ارائه می‌دهد. پس از بازگشت به قدرت در سال ۲۰۲۱، طالبان—یک گروه بنیادگرای اسلامی ریشه‌دار در فرهنگ پشتون—تفسیر سختگیرانه‌ای از شریعت را تحمیل کردند. سیاست‌های آن‌ها، به ویژه در مورد حقوق زنان، ایدئولوژی سرکوبگری را منعکس می‌کند که کاملاً در تضاد با تلاش‌های اخیر عربستان سعودی برای لیبرال‌سازی است.

در حالی که عربستان سعودی در حال حرکت به سوی تفسیر تکامل‌یافته‌ای از اسلام است، افغانستان تحت حاکمیت طالبان به ایدئولوژی بنیادگرایانه و واپس‌گرایانه‌ای پایبند مانده است. نسخه اسلامی طالبان، که به شدت تحت تأثیر اصول دیوبندی و تعالیم وهابی است، از دهه‌ها درگیری و مداخله خارجی شکل گرفته است.
در دهه ۱۹۸۰، عربستان سعودی نقش مهمی در تأمین مالی مدارس دینی در امتداد مرز افغانستان و پاکستان ایفا کرد که جوانان را با تعالیم اسلامی محافظه‌کارانه آشنا می‌کرد. این مدارس بستری برای ظهور طالبان شدند که قدرت‌گیری آن‌ها در دهه ۱۹۹۰ دوره‌ای تاریک برای زنان و اقلیت‌های افغان را رقم زد.
از زمان بازپس‌گیری کنترل در سال ۲۰۲۱، طالبان قوانین سختگیرانه‌ای را بازگردانده‌اند که زنان را به طور سیستماتیک از زندگی عمومی حذف می‌کند. دختران از رفتن به مدارس و دانشگاه‌ها منع شده‌اند، زنان نمی‌توانند در نهادهای دولتی یا کسب‌وکارها کار کنند و آن‌ها از حضور در رسانه‌ها یا حتی بازدید از پارک‌ها بدون سرپرست مرد محروم هستند. این سیاست‌ها نه تنها حقوق اساسی بشر را نقض می‌کنند بلکه به شدت با پیشرفت نسبی دیده‌شده در دیگر کشورهای مسلمان، از جمله عربستان سعودی، در تضاد است.

حقوق زنان: روایت دو واقعیت

وضعیت زنان یک عدسی برجسته برای مقایسه عربستان سعودی و افغانستان ارائه می‌دهد.

  • پیشرفت عربستان سعودی: زنان در عربستان سعودی طی سال‌های اخیر به آزادی‌های بی‌سابقه‌ای دست یافته‌اند. آن‌ها اکنون می‌توانند به تحصیلات عالی بپردازند، در صنایع متنوع کار کنند و در زندگی عمومی مشارکت داشته باشند. با این حال، محافظه‌کاری فرهنگی همچنان محدودیت‌هایی را اعمال می‌کند و برابری کامل همچنان یک هدف دور از دسترس است.
  • پس‌رفت افغانستان:  تحت حاکمیت طالبان، زنان افغان با محدودیت‌های بی‌سابقه‌ای روبه‌رو هستند. آن‌ها عملاً از زندگی عمومی حذف شده‌اند و از تحصیل، اشتغال و آزادی حرکت مستقل محروم شده‌اند. این وضعیت انحراف شدیدی از تعالیم اسلامی است که بر آموزش و احترام به زنان تأکید دارد.

تأثیرات مشترک، نتایج متفاوت

تأثیر وهابیت که در اواخر قرن بیستم توسط عربستان سعودی صادر شد، چارچوب ایدئولوژیک گروه‌هایی مانند طالبان را شکل داده است. با این حال، در حالی که عربستان سعودی به سمت میانه‌روی و مدرنیته حرکت کرده است، افغانستان بر بنیادگرایی سختگیرانه پافشاری کرده است.
چشم‌انداز ۲۰۳۰ عربستان سعودی بازتاب‌دهنده این شناخت است که رشد اقتصادی و تعامل جهانی نیازمند جامعه‌ای فراگیرتر است. افغانستان، در مقابل، منزوی باقی مانده است، با حکومتی که خلوص ایدئولوژیک را به پیشرفت ترجیح می‌دهد.

آینده اسلام در هر دو کشور

مسیر آینده عربستان سعودی در ایجاد تعادل بین ریشه‌های اسلامی محافظه‌کارانه و خواسته‌های یک دولت مدرن نهفته است. اصلاحات این کشور ناشی از ضرورت است، زیرا به دنبال تنوع‌بخشی به اقتصاد و جذب سرمایه‌گذاری جهانی است. تفسیر تکامل‌یافته اسلام در این کشور ممکن است دیگر کشورهای مسلمان را نیز به بررسی مسیرهای مشابه الهام دهد.
افغانستان، با این حال، آینده‌ای تاریک‌تر پیش رو دارد. امتناع طالبان از انطباق با جهان در حال تغییر نه تنها کشور را منزوی می‌کند بلکه رنج مردم، به ویژه زنان، را تداوم می‌بخشد. چالش جامعه جهانی یافتن راه‌هایی برای حمایت از جامعه مدنی افغانستان در عین مقابله با سیاست‌های سرکوبگر طالبان است.

داستان‌های عربستان سعودی و افغانستان گوناگونی اسلام و تفسیرهای آن را برجسته می‌کند. در حالی که هر دو کشور تحت تأثیر ایدئولوژی‌های محافظه‌کارانه شکل گرفته‌اند، مسیرهای آن‌ها نمی‌تواند بیش از این متفاوت باشد. پذیرش اصلاحات در عربستان سعودی امید به آینده‌ای فراگیرتر را نشان می‌دهد، در حالی که سقوط افغانستان به سوی بنیادگرایی، خطرات سرسختی ایدئولوژیک را برجسته می‌کند.
برای جهان اسلام، این مسیرهای متضاد یادآوری می‌کند که جوهره اسلام ثابت نیست بلکه قابل انطباق با نیازها و آرمان‌های پیروان آن است. انتخاب‌هایی که رهبران و جوامع می‌کنند، تعیین خواهد کرد که آیا اسلام نیرویی برای پیشرفت خواهد بود یا ابزاری برای سرکوب در قرن بیست و یکم.